Contact Us Recommend Us News Contents About Us Home Page
 

علف هاي هرز (قسمت اول)
نويسنده : ناهيد رضوي

بسمه تعالی
ما تا بایان راه ادامه می دهیم ومعتقدیم که راه آموزش علم نهایت ندارد .

اين مجموعه نفيس توسط همکار محترم سرکارخانم مهندس ناهيد رضوي تهيه شده است

www.maximumtechnic.com

مديريت سايت : فرزين نجفي پور
علفهاي هرز قسمت اول
عوامل موثر بر روي محصولات زراعي ::
عوامل غير زنده :
PH
EC
بافت خاک
عوامل زنده
آفات شامل بند پايان. جوندگان. پستانداران
باکتري
علف هاي هرز
3 تعريف متفاوت براي علف هاي هرز
گياهان بيهوده با ارزش منفي
گياهي نابجا
بهترين تعريف : گياهاني که بدون دخالت انسان رشد و نمو کنند و خواسته انسان نباشند در اصل : گياهي غير از گياه اصلي
خصوصيات علف هاي هرز
سازگاري شديد با شرايط اقليمي متفاوت
توليد بذر زياد
مطابقت سيکل زندگي علف با زندگي گياه اصلي
قوه ناميه بالاي بذور
قدرت ترميم بالا
جلوه نداشتن گل
مشکل بودن مبارزه با علف هرز
چشم گير نبودن خسارت
منشا علفهاي هرز:
گونه وحشي که به مرور زمان خود را با شرايط محيطي سازگار کرده اند
علفهايي که در اثر رشد و توسعه کار کشاورزي به وجود آمده اند
الف) گونه هايي که در ابتدا به عنوان گياه زراعي يا علوفه اي ولي در اثر مرور زمان از کنترل خارج شده اند مثل:قياقSorghum Halapense
ب) گياهاني که بيشتر به صورت درختچه با پراکندگي کم و در مناطقي که مورد حراست انسان نيستند مثل:زرشک وتلخه بيان
زيان هاي علف هاي هرز:
زيان عمومي: در جذب آب.نور و CO2 محيط رقابت ميکنند
زيان اختصاصي:
الف) آلوده کردن بذر محصول زراعي به بذر علف
ب) زيان بهداشتي: گياهان خانواده Solanaceae در درون بدن دام توليد ماده اي سمي به نام ساپونين مي کنند. در گياهان با سيستم ريشه اي عميق و بزرگ و گياهان موجود در کانالهاي آب باعث جلوگيري از حرکت آب ميشود. مثل: کهورک Prosopis Stephaniana
ميزبان بودن آفت وبيماري
در مزرعه چغندر قند يا ذرت وجود علف تاج خروس Amaranthus sp باعث ظهور برگخوار چغندر قند Spodoptera exigua خواهد شد. در مزرعه ذرت وجود علف هرز سوروفEchinochloa crus goli باعث پديد آمدن برگخوار ذرتMythimna exigua مي شود. در مزرعه گندم وجود علف هرز گونAstaragalus باعث ايجاد سن گندم Eurygaster integriceps و يا درهمين مزرعه وجود زرشک باعث ظاهر شدن زنگ ساقه گندم Berberies Vulgarisمي شود. در مزرعه نيشکر وجود قياق Sorghum halapense باعث بيماري موزائيک نيشکر مي شود. در مزرعه لوبيا وجود کاهوي وحشي lactaca sp باعث زنگ لوبيا مي شود.
فوائد علف هرز :
جلوگيري از فرسايش خاک
جايگاه خاص در زنجيره غذايي
افزايش مواد الي خاک
مصارف دارويي و صنعتي همچون کتيرا
پناهگاه مناسب براي عوامل بيولوژيک
روش هاي مورد استفاده براي تسلط بر علف هرز:
پيشگيري: مانع شدن از رشد يک گونه خاص علف هرز( استفاده از بذور گواهي شده – جلوگير از انتشار اندام رويشي تکثير شونده – ادوات مورد استفاده آلوده به بذر علف هرز نباشد.)
نابودي: حذف کامل نبات به همراه بذور آنها در خاک
کنترل: محدود کردن پيشروي گياه هرز يا به حداقل رسانيدن رقابت گياه هرز با گياه زراعي
راههاي انتشار علفهاي هرز:
استفاده ازبذور آلوده به علفهاي هرز
استفاده از کودهاي حيواني پوسيده نشده توسط استريل کردن به وسيله متيل برومايد
چراي مستقيم
استفاده از کمباين
وجود کانالهاي آبياري خاکي در اين صورت کانالها بايد بتني يا سيماني ساخته شوند
تاخير در عمليات زراعي. مبارزه قبل از به گل رفتن باشد.
نامناسب بودن بستر. به وسيله تراکم اين موضوع درست شود
وجود قرنطينه
تقسيم بندي علفهاي هرزبر اساس مدت زندگي:
1-A يکساله زمستانه: اين دسته از علفها در اوايل پاييز جوانه زده –مقداري رشد رويشي دارند – در زمستان رشد ميکنند – در اواخر زمستان يا اوايل بهار بيشترين رشد را دارند- در بهار گل و ميوه مي دهند- روز بلندند(.فاز رويشي در مرحله بلند شدن روز است)
يولاف Avena fatua- ماشک وحشيVicia Sp- چچم Lolium temulentum- شاه تره Fumaria Sp - علف پشمکيBromus Sp- چغندر وحشيBeta Sp- Phalaris Sp
1-B يکساله تابستانه: دربهار جوانه زده و رشد مي کنند – بيشترين رشد رويشي در تابستان- در اواخر تابستان و اوايل پاييز به گل مي روند- روز کوتاه هستند
کهورک prosopis stephaniana- سوروف Echinochloa cru goli- تاج خروسAmaranthus Sp- Digitaria Sp- Setaria Sp
46 درصد کل علفها جزء اين دو دسته هستند
2) گياهان هرز دو ساله: در سال اول رشد رويشي – در سال دوم رشد زايشي- حالت روزت دارند- 9% کل جمعيت علفهاي هرز را تشکيل مي دهند.
پنجک وحشي Daucas carota– پيازAllium Sp- Crisium Spp
علفهاي هرز چند ساله : به دو صورت ساده و خزنده هستند.
3-A) علفهاي هرز ريزوم دار.در اين دسته از علفها ساقه زيرزميني خود مي تواند چندين علف توليد کند که اين دسته جزء علفهاي خزنده هستند.مانند: حلفه Impereta cylindrica- ني Pharagmites Sp- Typha Sp
3-B) داراي استولون يا ساقه زيرزميني.مانند شيرين بيان و مرغ Cynodon dactylon.اين دسته از علفها داراي گره در محل تماس گره با سطح خاک توليد ريشه نابجا ميکنند اين دسته جزء علفهاي خزنده ميباشند.
3-C) داراي غده هستند و جزءعلفهاي خزنده مانند اويار سلام Cyperus rotundus
3-D) تکثير اين دسته از طريق توليد بذر است و جزء علفهاي ساده هستند مانند ترشک Rumex sp
تقسيم بندي بر اساس ترکيب فيزيکي و شيميايي خاک : )در خاک هاي شور گياهاني همچون اسفناج وحشي Artiplex spp و يا Salsola spp (– )در زمين هاي باتلاقي علفهايي چون ني Pharagmites . مرغ Cyperous rotundus.( Typha sp-) در زمينهاي با بافت سنگين (رسي) علفي چون شير تيغک Sonchus spp (–) در خاک سبک علف شبدر Trifolium sp (– )در خاکي در مناطق با بارندگي کم و خشکي زياد مريم گليSalvia sp (– (در خاکي آهکي گياه اسپرسOnobrychis sp (و) در خاک با PHاسيدي گياه ترشک Rumex spو يا ترشک شبدري(Oxalis sp
تقسيم بندي علفها بر اساس نوع زندگي : اتوتروف(کامل): اين دسته از علفها رقباي بسيار قوي براي گياهان زراعي هستند که داراي بيشترين مشکل هستند . همي پارازيت يا نيمه انگلي مانند قارچهاي صدفي خوراکي و يا دارواشViscum album
گياهان انگلي مانند گل جاليز Orobanchaneو يا سسCuscuta
تقسيم بندي بر اساس محل رويش : :
زمين باير : زمينهايي که تاکنون هيچ عمليات کشت و زرع در آنها صورت نگرفته .علفهاي اين دسته را ميتوان چون گون Astaragus spو کهورک Prosopis stephaniana نام برد
زمين داير .علفهايي که در زمين هاي کشاورزي رشد مي کنند
زمين مخروبه: در اين اراضي زماني کشت و زرع صورت مي گرفت اما فعلا به دلايلي متفاوت عملياتي کشتي صورت نمي گيرد.مانند لگجيCapparis spinosa- و علف مار Solanum nigrum
تقسيم بندي بر اساس ساختمان ظاهري و فرم بيولوژيک:: علف هاي هرز علفي: اندام هوايي نسبتا نرمي دارند .اندام هوايي درراثر سرما يا گرما از بين مي رود .اگر گياه يکساله باشد با از بين رفتن اندم هوايي , اندام زيرزميني نيز از بين مي رود اما در چند ساله ها مثل اويار سلام –حلفه – ني اينچنين نيست.مانند يولاف – شاه تره – چچم – ماشک . اندام هوايي به حد کافي بافت نگهدارنده دارد و ساقه چوبي دارند و براي استقرار احتياج به قيم ندارند .بنابراين اين علف هرز چوبي يا خشبي نام دارند.مانند گون Astaragalus spp – Alhagi sp-کهورک Prosopis stephaniana
علف هرز خزنده: بافت نگهدارنده به حد کافي رشد کرده .ساقه روي زمين افتاده و مي خزد مانند مرغ Cynodon dactylon
4) علف هرز پيچاننده و بالا رونده: بافت نگهدارنده به حد کافي رشدي نداشته و به دور گياهان پيچيده و بالا مي روند مانند سس Cascuta sp- پيچک صحرايي Convolvulus arvensis
روشهاي کنترل علفهاي هرز : مبارزه مکانيکي: از دو طريق قطع کردن Mowingتوسط داس براي علفهاي هرز چند ساله و شخم . Tillageکه به دو صورت دفعي توسط گاو آهن ووجين از طريق به هم زدن سيستم ريشه اي که اين عمل شخم توسط بيل و يا کج بيل صورت ميگيرد . سيستم دفعي براي کنترل يکساله ها به شرط اين که قبل از مرحله گلدهي باشدبسيار مناسب است.از روش قطع کردن به شرط اين که گياه اندوخته غذايي راافزايش ندهد قابل اجراست بيشترين ضرر در غالبيت بينابين است.
2) مبارزه زراعي و ايجاد رقابت :عوامل مورد توجه در رقابت شامل : انتخاب گياه زراعي – تاريخ کاشت- بستر مناسب – عمق کاشت – تراکم – تناوب – شاخص سطح برگ – دوام سطح برگ
کشت به دو صورت رديفي و کرتي است که در روش رديفي مبارزه مکانيکي راحتتر است . بعد از کاشت گندم علفهاي هرزي نظير يولافavena sp- شبدرtrifolium - چچم lolium temulentuaو ماشک وحشي vicia sp-phalaris- fumaria sp را خواهيم داشت. اگر ذرت بکاريم علفهايي چون سوروفechinochloa crus goli-تاج خروس amaranthus- الحاجي alhagi- کهورک prosopis stephaniana- cyperus rotundus اگر بخواهيم برنامه تناوب را ايجاد کنيم مانع از توليد علف هاي هرز خواهيم شد مثلا بعد از کشت گندم ماش و سپس جو يا شبدر بکاريم و يا بعد از کشت گندم چغندر و يا يونجه کشت کنيم
3) مبارزه بيولوژيک: براي مبارزه با حلفه از گياه باقلا- براي مبارزه با گل جاليز از مگس گل جاليز استفاده ميشود.براي مبارزه بيولوژيک بايد نکاتي رعايت شود الف) انتخاب علف هرز : کنترل علف از اين طريق مشکل خواهد بود ب) انتخاب عامل بيولوژيک: در اين صورت عامل بايد با شرايط محيطي سازگار باشد ج) بررسي دشمنان طبيعي د) کسب اطمينان: در اين صورن بايد اطمينان پيدا کرد که مشکلي براي گياه زراعي پيش نخواهد آمد ه) تکثير و رها سازي در آزمايشگاه يا طبيعت و) ارزيابي
جهت انتخاب علف هرز بايد نکاتي را مورد توجه قرار داد
ارزيابي اقتصادي- مقايسه سيستماتيک- تعيين ميزان تراکم علف هرز – مقاومت به علف هرز – نقش علف هرز در اکوسيستم
جهت انتخاب عامل بيولوژيک نيز بايد نکاتي را رعايت کرد:1- بيشترين درصد خسارت را بر علف داشته باشد سازگاري شديد با شرايط محيط 2 -نحوه خسارت و زمان و مرحله گياهي بايد کاملا مشخص باشد 3 - رده بندي کاملا مشخصي داشته باشد 4 - قدرت پراکندگي زيادي داشته باشد و عامل تنبلي نباشد 5 - عامل نبايد پارازيت داشته باشد تا جمعيت کم شود 6 - قابليت تکثير در منطقه را داشته باشد 7 - بايد دقت شود که اين عامل در آينده به آفت تبديل نشود
4) مبارزه شيميايي :: به سه صورت پيش کاشت – بعد از کاشت و قبل از جوانه زني – بعد از سبز شدن
5) مبارزه تلفيقي :: در اين مبارزه از چند روش همزمان استفاده مي شود . آللوپتي و رقابت هر دو ايجاد غالبيت بر علف هرز مي کنند ولي آللوپتي ترشحات مواد شيميايي داريم ولي رقابت ريخته ارثي گياه است.
پديده Allelopathy
در بعضي گياهان ترشحات ريشه اي مانع از رشد گياهان مجاور و يا گياهي در فصل هاي کاشت بعدي خواهد شد.مثلا يولافAvena fatua داراي يکسري ترشحات ريشه اي است که مانع از رشد گندم ميشود.ويا حضور گاو پنبهAbutilon thepharash crisium در مزارع سويا مانع از رشد آن مي گردد.گياه مريم گلي Salvia spp توليد ماده اي سمي مي کند.سورگوم در اثر پوسيده شدن بقاياي گياهي در خاک توليد گاز HCN مي کند.ريشه درخت گردو ماده اي ترشح ميکند که مانع از رشد گياهان مجاور خود خو اهد شد.
نحوه توليد مواد آللوپتي: بعضي گياهان توليد گاز سمي مي کنند .اين گاز در محيط پخش شده و توسط روزنه هاي تنفسي به گياه همجوار مي رسند مثل مريم گليsalvia sp- آرتيميزيا Artimisia s . ترشحات ريشه اي .توسط جريان آب به محيط پخش مي شوند . ريشه سلمه تره توليد اگزالااستيک اسيد ريشه گاوپنبه موادي ترشح مي کند که جلوگيري از رشد سويا مي کند.
3) پوسيده و بقاياي بعضي گياهان در درون خاک توليد مواد شيميايي ميکنند. قياق توليد اسيد سيانيد هيدريد ميکند
متدهاي جداسازي مواد آللوپتي : از طريق شستشو و عصاره گيري – جداسازي از طريق ريشه( در يک گلدان- در دو گلدان جدا- استفاده از ستونهاي جذب کننده) – جداسازي مواد تبخير شونده- از طريق تجزيه بقاياي گياهي
نحوه تاثير مواد بازدارنده رشد (آللوپتي):تاثير بر ميزان جذب يوني: ساليسيک اسيد ترکيبي فنولي است که باعث کاهش جذب يون پتاسيم مي شود.ريشه يولاف توليد اين اسيد مي کند که در PH پايين باعث کاهش جذب يون پتاسيم مي شود.
جلوگيري از تقسيم سلولي:ريشه بعضي گياهان مانند شير تيغک و يا توليد يک سري ترشحات مي کند که کوماريني هستند و تقسيم ميتوز را در ريشه گياهان کند و يا متوقف مي کند . ووقتي ريشه گسترش پيدا نکرد , ريشه گياهان همجوار رشدي نخواهند داشت و علف غالب بر گياه زراعي مي شود.
تاثير بر ميزان رشد: ماده ايندول استيک اسيد اکسيداز باعث فعال شدن ايندول استيک مي شود بعضي از گياهان با ترشح مواد شيميايي باعث خنثي کردن IAA Oxidas شده و در نتيجه رشد گياه کند يا متوقف مي شود.
تاثير بر روي فتوسنتز:ماده اي به نام اسکوپلتين را بر روي گياهان تنباکو – آفتابگردان- تاج خروس تحت تاثير قرار داده .مشاهده شد که فتوسنتز به مقدار زيادي کاهش يافت در نتيجه اندوخته غذايي کاهش يافته و گياه ضعيف مي گردد.
5) تاثير بر روي تنفس: ريشه درخت گردو با ترشح ماده اي به نام ژوگلان باعث عدم تنفس گياهان مجاور خود مي شود.بر روي ريشه ذرت اين ماده 90 درصد باعث کاهش فعاليت تنفس مي شود.
عوامل موثر در به خواب رفتن بذور: حرارت: صفر فيزيولوژيک يولاف 8/1- 6/1 و در گندم 5-4 درجه سانتيگراد است.دومين دما دماي ماکزيمم است که اگر دماي خاک از اين حد بالاتر رود بذر به خواب خواهد رفت.بيشترين جوانه زني در دماي اپتيمم مي باشد.براي گياهان زمستانه دماي اپتيمم 18- 4 و براي گياهان تابستانه معادل 25-18 است. رطوبت: باعث افزايش حجم بذر مي شود (آماس بذر).در اين حالت پوسته بذر نرم و نازک شده تا خروج ريشه چه و ساقه چه به راحتي صورت گيرد.فعاليت آنزيمي در درون بذر ايجاد مي شود.آنزيمهاي هيدروليز کننده فعال و تجزيه مواد غذايي يا آندوسپرم را خواهيم داشت که اين عمل آماده سازي بذر براي تغذيه جنين است.نفوذپذيري اکسيژن به داخل بذر زياد مي شود چون پوسته نازک شده .انتقال مواد غذايي از آندوسپرم به جنين و در اين صورن جنين شروع به تکثير مي کند. اکسيژن: ميزان اکسيژن در اتمسفر 21% و ميزان Co2 03/0 % است.هر چقدر فعاليت ميکروارگانيسمها در داخل خاک زياد شود ميزان CO2 افزايش و ميزان O2 کاهش مي يابد.در داخل خاک ميزان O2 9-8 % و ميزان CO2 15-5 % است.هر چقدر ميزان آبياري نشتي بيشتر شود ميزان تخلخل بيشتر و نفوذپذيري بيشتر خواهد شد.در برنجکاري ميزان درصد اکسيژن حدود 1% است و يک سري از بذور جوانه نمي زنند. نور:بعضي از بذور براي جوانه زني خود نيازمند نور هستند به اين دسته نور دوست گويند مانند ترشک يا تنباکو.ولي برخي ديگر علاوه بر حضور نور به شدت نور هم نيازمندند مثل کاهو که براي جوانه زني نيازمند نور قرمز است. بعضي از گياهان نسبت به نور حساس هستند و بايد در تاريکي قرار گيرند مثل گل سوسن- تاتوره – پياز.گياهاني هم هستند که نسبت به نور بي تفاوتند مثل گندم . جو شبدر . وجود برخي مواد جلوگيري کننده رشد در داخل خاک: مثل بعضي گياهان که داراي ترشحات ريشه اي هستند مانند : مرغCynodon dactylon . يولاف Avena fatua . بيد گياه Agropyron repens . خوابي که در اثر شرايط محيطي به بذر عارض مي شوذد به خواب اجباري و خوابي که در اثر شرايط دروني خود بذر حادث شود خواب طبيعي است مانند (الف) نارس بودن جنين در علف هفت بند که بذر نارس است اما ظاهري کامل دارد.ب) ضخيم بودن پوسته مانند شبدر و يونجه که پوسته ضخيمي دارند و نسبت به آب نفوذ ناپذيرند .نفوذناپذيري نسبت به ورود آکسيژن مانند زرتيغXanthium . کاهوي وحشي Lactua. ج) مواد بازدارنده روي پوسته .د) فشار مکانيکي پوسته بذر جنين: بذر خردل وحشي Sinapis arvensis . تاج خروس Amaranthus sp ).
دوام سم مدت زماني است که سم در داخل خاک فعال است که به عوامل زير بستگي دارد. آبياري – حرارت – نور محيط – غلظت سم – تجزيه ميکروبي – تجزيه شيميايي . خاک با PH کمتر از 5/5 داراي قارچ زياد و با PH بالا داراي باکتري زياد است. نشست يا شستشو به حرکت رو به پايين ماده در داخل خاک توسط آب که به عوامل زير بستگي دارد:1) بافت خاک: بافت سبک داراي نشست بيشتري است.2) ميزان شستشو يا آبياري 3) رونشيني کلوئيدي خاک: سموم داراي بار الکتريکي مثبت و روي کلوئيدهاي خاک داراي بار الکتريکي منفي هستند و اين سموم روي کلوئيد خاک مي نشيند.4) ميزان حلاليت سم در داخل آب : رابطه اين مورد با نشست سم رابطه اي مثبت است. سمومي که ما استفاده مي کنيم چه علف کش و چه قارچ کش بر اساس حرکت در خاک به دو دسته سيستميک و تماسي تقسيم مي شوند . سموم تماسي همچون گراماکسون که اگربه يک قسمت برگ سبز زده شود فقط همان قسمت سوخته و در هنگام رشد بعدي گياه هنوز مريستمهاي رشد فعال ميباشند.اين سموم قابليت تحرک در درون گياه را ندارند لذا براي مصرف بايد با آب بسيار محلول شوند.اما دسته دوم قابليت انتقال درون گياه را دارند .اين سموم يا از طريق ريشه يا از طريق اندم هوايي مثل برگ- ساقه – گل و ميوه جذب مي شوند .اگر سم از طريق ريشه جذب شود وارد شيره خام شده و از طريق اين شيره در کل گياه انتشار مي يابد ولي اگر به اندم هوايي يا سبز بدهيم وارد شيره پرورده شده و مسير قندها را طي مي کند .لذا در سموم سيتميک مشکل پاشش يکنواخت را نداريم. پس مي توان حتي اين سموم را توسط هواپيما به کل مزرعه منتقل کرد.
علف کش ها يا سموم سمپاشي از لحاظ نحوه تاثير به دو دسته تقسيم مي شوند: عمومي – انتخابي
علف کش عمومي: علفکشهايي که به هر رستني که زده شود آن رستني را از بين مي برد چه گياه زراعي چه علف هرز و چه زيستي.گراماکسون علف کشي عمومي است.
رانداب علف کش عمومي است منتها گراما کسون سمي تماسي بود ولي رانداب قابليت سيستميک دارد پس نحوه ي تاثيرشان يا عمومي است يا انتخابي.
اگر به صورت انتخابي بود يعني علف کش انتخابي بيشتر در زراعت استفاده مي شود و بيشتر روي گياه هرز تاثير دارد.مثل 2.4.D که سمي سيستميک و انتخابي است.يعني بر روي برگ پهنها اثر دارد و بر روي گندم اثري نمي گذارد.
توارث ژنتيکي: به مجموعه ريخته ارثي گياه بر ميگردد که مقاومت يک گياه را در برابر سم تعيين مي کند .اين توارث به صفات بيوفيزيک- بيوشيميايي يا ميزان رشد گياه بر ميگردد.اينها صفاتي هستند که از نسلي به نسل ديگر قابل انتقال مي باشند .
موارد موثر در انتخابيت سموم: 1) توارث ژنتيکي- 2) شرايط محيطي( بافت خاک – ميزان بارندگي منطقه – حرارت محيط) 3) دوز مصرفي (غلظت سم)
در مزرعه ذرت اگر 3-1 کيلوگرم آلترازين مصرف کنيم مشکلي پيش نمي آيد.اگر مقدار مصرف به 5 کيلوگرم در هکتار برسد اثر بر روي ذرت مي گذارد ولي هنوز سبز است. اگر به 6 کيلوگرم برسد ذرت از بين خواهد رفت.
LD50 مقدار سمي است که ظرف مدت معين 50 درصد از موجودات زنده را تحت شرايط آزمايشگاهي از بين ببرد.
مقاومت: توانايي و بقاي قابل توارث يا قابل انتقال. بايد حداقل سم را مصرف کنيم تا انواع حساس از بين بروند و افراد نيمه مقاوم يا نيمه حساس باقي بمانند.انواع مقاومت:ارضي ( يک يا چند مکانيسم براي مقاومت به يک علف کش ايجاد شود) چندگانه( يک يا چند مکانيسم براي مقاومت به چند علف کش ايجاد شود).
علف کش Herbicide : ماده اي شيميايي است که براي کشتن و يا جلوگيري از رشد گياهان هرز استفاده مي شود.
نحوه عمل سم: واکنشهايي است که بعد از تماس با گياه هرز شروع مي شود که نهايتا باعث مرگ گياه و يا توقف رشد يا جلوگيري از جوانه زني گياه مي شود.
گراماکسون باعث تخريب ديواره سلولي شده و شيره سلولي را بيرون مي آورد. 2.4.D باعث رشد کاذب و از بين بردن توازن بين توليد و مصرف مي شود.
مسير سيم پلاستي: مجموعه پروتوپلاسم زنده سلولي اطلاق مي شود که آوند آبکش يا فلوم بافت اصلي واعظم آن است.سمومي که از اين طريق وارد گياه مي شوند به اصطلاح گويند: مسير سيم پلاستي را طي مي کنند.
مسير آپوپلاستي: به ديواره ممتد سلولي در داخل گياه اطلاق مي شود که آوند چوب قسمت اعظم آن و بافت مرده آن است.از طريق يک ريشه موئين سم وارد شيره خام مي شود. اگر يکباره غلظت زياد سم را به گياه بزنيم آوندها سوخته شده و انتقال از بالا به پايين صورت نمي گيرد در نتيجه توصيه مي شود طي چند بار سم را تزريق کنيم.
انواع راههاي انتقال سم از طريق مسير سيم پلاست به ريشه:از طريق اندام هوايي تا سم به ريشه رسيده مثلا براي از بين بردن حلفه از رانداپ استفاده کنيم . سموم را به خاک دهيم که به آنها سموم خاک کاربردي گويند مثلا براي از بين بردن حلفه از بروماسيل استفاده کنيم. سم هر دو مسير سيم پلاست و آپوپلاست را طي کند .در اين حالت سم به اندام هوايي زده مي شود.
نقاط مختلف جذب سم:
ريشه گياه :: اندام هوايي که شامل ساقه- برگ مي باشد در اين حالت جذب بيشتر از طريق برگ است. جذب برگ از دوطريق سطح برگ و ديگري روزنه هاي تنفسي است
3) جوانه اوليه که همان ساقه چه اوليه است که از بذر خارج مي شود. جذب از طريق ساقه در مورد درختاني که حالت مزاحم دارند استفاده مي شود.
دريفت يا بادبردگي Spray Drift : به حرکت ذرات اسپري شده از محل مورد نظر گويند.نکات قابل توجه اين است که اولا در هنگام استفاده فشار سمپاش را کم کنيم تا قطر ذرات بيشتر شود.دوم ارتفاع نازل را از سطح زمين کم کنيم و در نهايت سوراخ نازل را افزايش دهيم.
دوره کارنس:مدت زماني است که پس از سمپاشي مجاز به برداشت محصول هستيم.دوره کارنس به شرايط محيطي – ميزان مصرف و غلظت سم بستگي دارد.
حد مجاز:مقدار سمي است که روزانه مجاز به استفاده هستيم در صورتي که اثري براي مصرف کننده نداشته باشد.
انواع مواد همراه با سم : مرطوب کننده: باعث کاهش دادن کشش سطحي و قدرت مرطوب کردن سم را بالا مي برد.
امولسيون کننده: قابليت سوسپانسيون شدن برخي از مواد را در حلالها افزايش مي دهد.
پاک کننده: قدرت حذف ذرات خاک از روي سطح برگ و جذب سم را بالا ميبرد.
پخش کننده:افزايش سطح تماس با سطح گياه (در اين مورد مشابه مواد مرطوب کننده عمل مي کند) انتشار دهنده: انتشار ذرات مشابه بر روي سطح گياه درنتيجه از تجمع مولکولها بر روي هم جلوگيري مي کند.
چسبنده: تماس بيشتر مولکولهاي سم با مولکولهاي ديگر مثل سيتوويت
ضد کف کننده: از توليد کف در داخل مخزن سمپاشي جلوگيري مي کند و باعث يکنواخت پاشيده شدن سم در کل مزرعه مي شود.
مسوميت عبارت است از به هم خوردن تعادل بيولوژيکي –فيزيکي و رواني موجود در اثر ورود يک ترکيب خارجي به نام سم.
انواع مسموميت:حاد: در اثر ورود يکباره سم به داخل سيستم .معمولا به صورت ناگهاني است.بالاي غلظت مورد نظر LD50 مصرف مي شود و بالافاصله علايم مسموميت مشاهده مي گردد.
مزمن: در غلظتهاي زير دوز کشنده و در اثر تماسش مکرر با سم علايم مسموميت بعدها مشاهده مي گردد.
تقسيم بندي هاي LD50
LD50خوراکي بين 50- 0 و LD50 پوستي بين mg/kg 200- 0. ------------- مسموميت متوسط
LD50خوراکي بين 500 – 51 و LD50 پوستي بين mg/kg 2000- 201. --------- مسموميت نسبتا کم
LD50 خوراکي بين 5000-501 و LD50 پوستي mg/kg 20000 –2001 . ---------- مسموميت خيلي کم
LD50 خوراکي بيشتر از 5000 و LD50 پوستي بيشتر از mg/kg 20000. -------- سم بي خطر
انواع فرمولاسيون:
محلول Solution : ماده موثره سموم در آب قابل حل و محلول سم به رنگ سم خواهد بود.
امولسيونEC : ماده موثره اين سموم در آب غير قابل حل .در روغن حل شده و سپس به اين روغن امولسيون اضافه مي کنند .امولسيون باعث پخش شدن ذرات روغن حاوي ماده موثره به صورت يکنواخت در داخل آب مي شود .در هنگام مخلوط شدن با آب به رنگ شيري است
هرگاه رنگ محلول سم به رنگ خود سم بود محلول حقيقي و اگر رنگي ديگر داشت محلول بر عکس يا معکوس است. مثل سم ترفلان که به رنگ پرتقالي است.
3) پودر وتابل WP يا W : مخلوطي از ماده موثره به همراه مواد بي اثر
4) گرانول يا برنجک: قطر ذرات بين 5/1 تا 5/0 ميليمتر است .شبيه کودهاي فسفاته هستند .ماده موثره اين سموم کم و در حدود 25- 1 درصد است .براي مبارزه با آفات و علفهاي هرز استفاده مي شود.
تقسيم بندي علف کش ها بر اساس زمان مصرف :
پيش کاشت : سموم بعد از تهيه زمين و قبل از کاشت.مثل رونيت قبل از کشت چغندر.آترازين قبل از کشت ذرت.سولانان قبل از کشت کلزا
قبل از سبز شدن محصول: گراماکسون در کشت سيب زميني
بعد از جوانه زني: 2.4.D – گراماکسون پس از سبز شدن گياه هرز
نحوه تاثير علف کشها:
جاذب الرطوبه: با جذب رطوبت گياه باعث پلاسموليز و در نتيجه انهدام مي شود مثل نمک طعام
سيستميک: در داخل نقاط زايا يا در داخل گياهان اثر مي گذارند مثل 2.4.D
روغني: در هنگام تماس باعث انسداد روزنه هاي تنفسي و خفگي مثل روغن (نفت)
از بين رفتن کلروفيل: اسيد سولفوريک که منيزيم موجود در کلروفيل را جذب و باعث متلاشي شدن فرمول کلروفيل و توليد سولفات منيزيم مي گردد که باعث از بين رفتن کلروفيل مي شود. از طريق ريشه جذب و باعث مرگ گياه مي شود .TCA تري کلرو استيک اسيد و يا ترکيبات آرسنيکي
علف کش هاي سوزاننده: باعث سوختگي در گياه شده مانند گراماکسون – نفت – PNC
این مجموعه ادامه دارد . به قسمت دوم مراجعه کنید ....
www.maximumtechnic.com

 

تاريخ : 28 شهريور 1386 | تعداد دفعات نمايش داده شده : 8231

Design and Hosted by ITACO Group Design and Hosted by ITACO Group