Contact Us Recommend Us News Contents About Us Home Page
 

همه چيز در مورد فرسايش خاک
نويسنده : فرزين نجفي پور

همه چيز در مورد فرسايش خاک

فرزين نجفي پور - www.maximumtechnic.com

فرسايش كه به آلماني  Abtrag وبه فرانسه وانگليسي Erosion گفته  مي‌‌شود، از كلمه لاتين Erodere  گرفته شده وعبارت است از فرسودگي و از بين رفتگي مداوم خاك سطح زمين (انتقال يا حركت آن از نقطه اي به نقطه ديگر در سطح زمين) توسط آب يا باد.
خاك يكي از مهمترين منابع طبيعي هر كشور است. امروزه فرسايش خاك به عنوان خطري براي رفاه انسان و حتي براي حيات او به شمار مي‌رود. در مناطقي كه فرسايش كنترل نمي‌شود، خاك ها به تدريج فرسايش يافته، حاصلخيزي خود را از دست مي دهند.

  فرسايش نه تنها سبب فقير شدن خاك و متروك شدن مزارع مي گردد و از اين راه خسارات زياد و جبران ناپذيري را به جا مي گذارد، بلكه با رسوب مواد در آبراهه ها، مخازن سدها، بنادر و كاهش ظرفيت آبگيري آنها نيز زيانهاي فراواني را سبب مي‌گردد. بنابر اين نبايد مساله حفاظت و حراست خاك را كوچك و كم اهميت شمرد. 

 اگر استفاده خاك بر اساس شناسايي استعداد و قدرت توليدي آن ومبتني بر رعايت اصول صحيح و علمي باشد، خاك از بين نمي رود. فقط در سايه حمايت پوشش نباتي(درختان يا ساير گياهان) بوده كه فرسايش خاك بسيار كند شده و تعادلي در تشكيل و فرسايش خاك ايجاد گرديده است.

 اين تعادل مساعد كه تحت تاثيرشرايط طبيعي حكمروا شده بود،از زماني كه بشر زمين را به منظور تهيه  محصول وبدست آوردن غذا و ديگر مايحتاج خود ،موردكشت و زرع قرار داد تا از آن به عنوان مرتع استفاده كرد، بر هم خورد و زمين ها در معرض فرسايش شديد و وسيع قرار گرفت .
بنابراين فرسايش قبل از آنكه مورد بهره برداري انسان قرارگيرد  نيز اتفاق مي‌افتاده(فرسايش طبيعي) ولي از وقتي‌كه انسان در آن به كشت و زرع پرداخت باعث فرسايش بيش از حد(فرسايش سريع وشديد) خاك شده است.

مبارزه با فرسايش آبي

        معمولا براي حفظ خاك و مبارزه با فرسايش دو راه وجود دارد: مبارزه مستقيم و    مبارزه غير مستقيم. اين دو روش مبارزه نمي­توانند جايگزين يكديگر شوند، بلكه بصورت مكمل مي­باشند. استفاده از فعاليتهاي مديريتي (Best Management Practices)، در قالب مديريت جامع حوزه­هاي آبخيز، روشي مناسب در كنترل و كاهش ميزان فرسايش و رسوب است.

 1-      مبارزه غير مستقيم

       در مبارزه غير مستقيم هدف ايجاد پوشش گياهي يا بيشتر كردن آن است. براي نتيجه گيري بهتر، بايستي روش بهره­برداري از زمين با حفظ خاك متناسب باشد و به جهت ايجاد تعادل بين خاك و گياه و زمينهاي مرتعي و جنگلي و زراعتي مشخص گردد تا نقاطي كه استعداد جنگل را دارد، جنگل­كاري، و قسمتهايي كه براي مرتع­داري مناسب است، در آنجا پوشش مرتعي ايجاد يا توسعه داده شود و خلاصه سطح­هايي كه براي كشاورزي مستعد است، گياهان زراعتي مناسب با آن محل بويژه از خانواده لگومينوز كاشته بشود. هر چند گياهان زراعتي خاك را به خوبي مرتع و جنگل در برابر عوامل فرسايشي حفظ نمي­كنند، اما چون خاك استعداد كشاورزي دارد، چنانچه از روي اصول صحيح كشت و زرع گردد، هم از لحاظ اقتصادي مقرون به صرفه است و هم خاك حفظ خواهد شد.

      در بهره­برداري صحيح از خاك در نقاط كوهستاني معمولا بايد نكات ذيل مراعات بشود:

     زمينهايي كه شيب آنها زياد و صخره­اي است و همچنين سطحهايي كه خاكش كم است، مانند قله كوهها را بايد به احداث جنگل اختصاص داد تا حساسيت خاك در مقابل فرسايش كم شود و زمينهايي كه داراي خاك نرم و مرطوب و كوهپايه­اي است و نسبت به زمينهاي جنگلي شيب كمتري دارد در آنها مرتع بوجود آورد و خلاصه اراضي كه خاكش خوب و شيب آن كم است و دسترسي به آب آبياري لازم هم هست، با احتياط و از روي اسلوب صحيح كشاورزي بشود.

 در اينجا قابل ذكر است كه بسياري از كارشناسان كه برنامه آبخيزداري را اجرا مي­كنند معتقدند در نقاطي كه منظور حفظ خاك است،‌ به هيچ وجه نبايد زراعت بشود، كمااينكه در ايران در كليه حوزه­هاي آبخيزداري بكلي مانع بهره­برداري از زمين بصورت كشاورزي و براي دامداري مي­شوند، زيرا شخم زدن زمين و همچنين بدون پوشش گياهي ماندن آن براي مدتي از سال به فرسايش خاك كمك مي­كند.

 2-    مبارزه مستقيم

      مبارزه غير مستقيم يعني ايجاد پوشش گياهي يا تقويت پوشش زنده خاك بيشتر به منظور پيشگيري صورت مي­گيرد، در صورتيكه مبارزه مستقيم هنگامي شروع مي­شود كه خاك فرسايش يافته باشد و بايد اقداماتي انجام داد كه خاك بيش از اين فرسايش نيابد و امكاناتي فراهم كرد تا سطوح فرسايش يافته ترميم گردد. بنابراين در مبارزه مستقيم وضع خاك از نظر فرسايش از مرحله پيشگيري به مرحله استعلاجي مي­رسد كه انجام اين امر مستلزم صرف هزينه زياد است و اصل اقتصادي آن بايستي مراعات گردد.

      فرسايش آبي موقعي اتفاق مي­افتد كه سرعت آبهاي جاري از سرعت آستانه فرسايش تجاوز كند. سرعت آستانه فرسايش، حداقل سرعتي است كه آب بتواند ذرات خاك را با خود حمل كند. در مبارزه مستقيم با فرسايش آبي، هدف نفوذ دادن آب بيشتر در زمين، يا هدايت آبهاي اضافي به طرف مجاري خروجي و خلاصه جلوگيري از سرعت آبهاي جاري در سطح زمين است تا به سرعت آستانه فرسايش نرسد كه موجب فرسايش خاك گردد.

      مبارزه مستقيم با فرسايش را معمولا از طريق ايجاد بانكت­هاي افقي در امتداد خطوط تراز و ايجاد سكوهاي محافظ و حايل و ديگر اقداماتي كه بعدا به آنها اشاره خواهد شد، انجام مي­دهند.

مبارزه با فرسايش خاك

 همانطور كه قبلا شرح داده شد، خاك توسط آب و باد فرسايش مي­يابد. پوشش گياهي و هوموس در جلوگيري از هر دو نوع فرسايش (آبي و بادي) بسيار موثر است.

براي جلوگيري از فرسايش خاك در درجه اول بايد هدف ايجاد پوشش گياهي باشد. اما بديهي است كه در بعضي نقاط، شرايط طبيعي طوري است كه امكان روييدن گياه نيست ولي در هر حال بايد اقداماتي در زمينه جلوگيري از فرسايش خاك صورت گيرد. در اين شرايط بايستي از فكر ايجاد پوشش گياهي در آن منطقه منصرف شد و روشهاي ديگري را براي نفوذ دادن آب در زمين (در فرسايش آبي) و تثبيت خاك در فرسايش آبي و بادي در پيش گرفت. به عنوان مثال حفر جويها يا بانكت­ها در دامنه كوهها در جلوگيري از فرسايش آبي و استعمال مالچ نفتي در تثبيت ماسه­هاي روان و ديگر اقدامات كه ذيلا به شرح آنها خواهيم پرداخت.

لازم به ذكر است كه اقدامات لازم درباره جلوگيري از فرسايش خاك و انتخاب روش و بكار بردن وسيله صحيح براي مبارزه با آن بايد با مطالعات و بررسيهاي دقيق و توجه به وضع اقليمي و جغرافيايي و حتي اجتماعي منطقه مربوطه صورت گيرد نه آنكه يك فرمول و يك دستورالعمل براي مبارزه با فرسايش بادي براي كليه نقاط بكار برده شود.

اثر فرسايش در ايجاد سيلابهاي خطرناك

 در مناطقي كه زمين پوشش گياهي كم دارد يا بكلي فاقد آن است، در موقع بارندگي­هاي شديد يا ذوب شدن برفها، آب زيادي در دامنه كوهها جاري مي­شود كه اغلب تشكيل سيلهاي خطرناكي را مي­دهد. با فرسايش خاك و گل­آلود شدن آب و وجود مواد ديگري از قبيل ريگ و قلوه­سنگ و سنگ در سيلابها، قدرت خراب كننده آب فرسايش مي­يابد و با نيروي زيادتري باعث كنده شدن بستر رودخانه­ها و كناره­هاي مسيل مي­گردد و حتي خانه­هاي مجاور رودخانه­ها و مسيلها را نيز ويران مي­كند و از اين راه خسارات زيادي وارد مي­سازد.

اثر فرسايش در پر شدن سريع سدها

در حفظ خاكهاي حوزه آبريز رودهايي كه بر روي آنها سد بسته شده است، نسبت به رودهايي كه بر روي آنها سد بسته نشده است بايد بيشتر دقت بشود و عمليات حفاظتي به منظور جلوگيري از فرسايش خاك سريع­تر و جدي­تر و موثرتر باشد، زيرا وجود سد خود در واقع در حكم يك صافي است كه مانع عبور مواد محموله آب مي­شود. هرچه خاكهاي حوزه آبريز رود مربوط بيشتر فرسايش يابد، به همان نسبت مواد بيشتري در پشت سدها جمع و روي هم انباشته مي­شود و در نتيجه عمر سد يعني مدت بهره­برداري از آن كوتاهتر مي­گردد.

اثر فرسايش بر روي كاهش آبهاي زيرزميني

 پوشش گياهي نه تنها خاك را حفظ مي­كند و مانع از فرسايش آن مي­شود، بلكه در حفظ آب نيز بسيار موثر است. در نقاطي كه زمين پوشش گياهي دارد (كه اين پوشش مانع از فرسايش آن مي­شود)، به هنگام بارندگي قطرات آب به هنگام فرود آمدن ابتدا به اندام گياه برخورد مي­كند و بصورت ذرات ريز در مي­آيد كه بهتر جذب زمين مي­گردد. از طرف ديگر ريشه­هاي گياه و هوموس موجود در خاك، آبي را كه به زمين مي­رسد جذب مي­كند و به اين طريق مانع از جاري شدن آن در سطح زمين مي­گردد. آبي كه به طريق مذكور در خاك حفظ مي­شود بعدها بصورت آب چشمه­سار از كف دره­ها بيرون مي­آيد و آبهاي دائمي را تشكيل مي­دهد يا به عنوان آب زيرزميني در آن محل يا نقاط دورتر از آنها بهره­برداري مي­شود.

بعكس، كوهها يا زمينهاي شيبداري كه پوشش گياهي ندارد و فرسايش يافته است، قادر نيست آبهاي برف و باران را در خود نگه دارد. چون به همين علت منابع آبهاي زيرزميني تغذيه كافي نمي­شود، در فصول خشكي قناتها دچار كم آبي و در شرايط فوق­العاده حتي خشك مي­گردد.

اثر فرسايش در كاهش حاصلخيزي خاك

 بر اثر فرسايش، خاك رو كه از نظر كشاورزي فعالترين و بارخيزترين قسمت پوسته جامد زمين است، فرسوده مي­شود و از بين مي­رود و در نتيجه حاصلخيزي آن كاهش مي­يابد. فرسايش چنانچه شديد باشد، بكلي بارخيزي خاك را از بين مي­برد.

چنانچه قابليت نفوذ آب يا هوا در خاك، بر اثر كم شدن يا از بين رفتن ماده آلي و تاثير ساير عوامل كاهش يابد، خاكدانه­ها متلاشي و از هم جدا مي­شود، در نتيجه، ساختمان خاك متراكم مي­گردد. در چنين حالتي در فصل مرطوب، محيط نامساعد و خفه­كننده­اي در خاك بوجود مي­آيد. چون در اين صورت هوا و آب نمي­تواند در خاك نفوذ كند و همچنين خاك قادر نيست آّب را براي فصل خشكي در خود ذخيره نمايد، از نظر شيميايي و بيولوژيكي شرايط در خاك بسيار نامساعد مي­گردد. در چنين محيطي بتدريج موجودات كوچك خاك­زي (ميكروارگانيزم­ها) از بين مي­روند و هوموس خاك تلف مي­شود. بر اثر از بين رفتن مواد آلي (هوموس)، كمبود مواد ازتي خاك نيز ظاهر مي­گردد. با از بين رفتن هوموس و موجودات زنده، خاك حاصلخيزي خود را بكلي از دست مي­دهد.

چنانچه فرسايش بسيار شديد و عميق باشد، ترميم خرابي­ها مستلزم صرف وقت و هزينه زياد است و در شرايط فوق­العاده حتي بعيد به نظر مي­رسد.

حاصلخيزي خاك نه تنها بر اثر فرسايش كاهش مي­يابد،بلكه بر اثر تجمع آبرفتهاي نامرغوب و بادرفتهاي شور در سطح زمينهاي داير نيز در معرض خطر قرار مي­گيرد. اغلب مشاهده شده است كه زمين بسيار حاصلخيز بوده ولي بر اثر جاري شدن سيلاب يا سيلابهاي شور يا بادرفتهاي شور در سطح آن، حاصلخيزي خود را از دست داده است.

فرسايش تونلي
يكي از جالبترين و نادرترين اي فرسايشها، فرسايش تونلي مي باشد. اين فرسايش در اين ناهمواري اشكالي را شبيه به لانه روباه بوجود آورده است كه به نام اشكال فرسايش تونلي معروف هستند. اشكال فرسايش تونلي مطالعه شده در منطقه ساختاري ساده داشته و شامل تعدادي حفره يا گودالهاي قيفي شكل با ابعاد گوناگون و يك شبكه زهكشي زيرزميني بوده كه اين شبكه توسط خروجي هايي به شكبه زهكشي سطحي متصل است. عليرغم ساختمان فيزيكي ساده اين اشكال، مكانيسم تشكيل آنها بسيار پيچيده مي باشد

فرسايش توده اي
اين نوع فرسايش در روي زمين اغلب به شكل عوارض زمين كه معرف حركات خاك در گذشته است ظاهر مي­گردد. اين حركات عبارتست از تورم و بالا آمدن خاك، سرخوردگي، خزيدن زمين و ريزش خاك (حركت يخچالها).

در فرسايش توده­اي قسمتي از خاك دامنه كوهها به حركت در مي­آيد كه يا ممكن است بر اثر اشباع شدن خاك طبقه رويي از آب و نفوذپذيري خاك طبقه زيري، خاك رويي به حركت در آيد، يا ممكن است بر اثر لغزش اين عمل اتفاق افتد، به اين معني كه توده­اي از كوه از محل اوليه خود جدا مي­شود و در محل ديگري قرار مي­گيرد، يا ممكن است در نتيجه ريزش باشد كه در اين حالت قسمتي از كوه ريزش مي­كند و در سطح­هاي پايين­تر روي هم انباشته مي­شود.
فرسايش سيلابي

 فرسايش سيلابي يك تخريب ساده نيست. در مناطق كوهستاني و حتي در زمينهاي سست جلگه­اي فرسايش شياري و خندقي ممكن است به فرسايش سيلابي تبديل گردد. در اين فرسايش جريان آب بويژه آبهاي گل­آلود، حامل ريگ و شن و غيره، موجب شسته شدن اطراف آن و حمل مواد بيشتر با خود مي­گردد. با اين عمل، زمينهاي ديواره بستر، استحكام و قدرت خود را از دست مي­دهد و بتدريج و در مواقع جاري شدن سيلابهاي شديد حتي به طور ناگهاني ريزش مي­كند و امكان دارد كه موجب تخريب و ويراني مزارع و دهاتي كه در جوار اين مسيل­ها واقع شده­اند، بشود. با افزايش مواد خاكي در آب، وزن مخصوص آن بيشتر و قدرت و نيروي درهم كوبنده آن زيادتر مي­گردد.
فرسايش خندقي
منشا اين فرسايش، آب است. در اين فرسايش عمق و عرض زمينهاي فرسايش يافته بيشتر از فرسايش شياري است.

اين شكل فرسايش، بر اثر پيشرفت فرسايش شياري بوجود مي­يد، به اين نحو كه شيارها به هم مي­پيوندند، در نتيجه زمين بيشتر شسته مي­شود و نهرها يا خندقهايي در سطح زمين تشكيل مي­گردد. در اين تخريب، سنگ مادر ظاهر مي­شود و آنقدر عميق و عريض است كه گاوآهن قادر به عبور از آنها نيست. اين خندقها يا نهرها تدريجا عميق­تر مي­شوند. عمق خندقها به يك متر يا بيشتر مي­رسد و بتدريج شكل آنها تغيير مي­كند. اين عمل در صخره­هاي سست، خاكهاي رسي و رسي آهكي بيشتر ديده مي­شود. اين فرسايش اغلب در محدوده آب و هواي خشك و در نواحي كه تغييرات درجه حرارت در فصول مختلف در آنجا شديد است ظاهر مي­گردد. البته اين شكل تخريب در زمينهاي جنگل­كاري شده نيز ديده مي­شود و ساختمان زمين­شناسي خاك هم در اين فرسايش بي­تاثير نيست.

با توسعه خندقها و عريض­تر شدن آنها، آب علاوه بر خاك سطح­الارضي، خاك زيري و خاك تحت­الارضي را نيز از جا مي­كند و با خود مي­برد. فرسايش خندقي علاوه بر ويراني خاك زراعتي، سبب وارد آمدن خسارات زيادي به راهها،‌ جاده­ها، خطوط ارتباطي و  مجاري آبها و همچنين موجب افزايش هزينه نگهداري تاسيسات مزبور نيز مي­شود. شخم زدن شيبهاي تند و چراي بيش از حد و لگدكوب شدن خاك مراتع طبيعي توسط احشام، باعث از بين رفتن پوشش نباتي و كنده شدن خاك و در نتيجه پيدايش آبراها­ها و خندقها مي­گردد.

فرسايش چاله ي

 اين شكل فرسايش بيشتر منشا بادي دارد. چاله ها در نتيجه توسعه فرسايش سطحي و بزرگتر شدن چاله هاي كوچك نخستين، بوجود مي آيد. در بسياري از نقاط دشت لوط و حواشي دشت كوير سطح­هاي وسيعي از زمين ديده مي­شود كه بر اثر باد بصورت چاله چاله در آمده است. اين چاله ها نشانه فرسايش بادي شديد در اين نواحي است. بادهاي شديد موادي را كه از كندن اين چاله­ها بدست مي آورد، كيلومترها با خود مي­برد.

فرسايش شياري يا آبراهه اي
منشا اين تخريب اغلب باران است و در پيدايش آن عامل، شيب بسيار موثر مي باشد. فرسايش شياري يا آبراهه اي، در دامنه كوهها و حتي در سطح زمينهاي كم شيب نيز به سهولت ديده مي­شود. اين شكل فرسايش، پيشرفته تر از فرسايش سفره­اي بوده و ممكن است به صورت خطوط موازي نيز ظاهر شود كه ابتدا كم عمق است ولي به سرعت عميق تر مي­شود. اين شكل فرسايش، تا زماني كه سنگ مادر ظاهر نشده است، بنام فرسايش شياري خوانده مي­شود.
فرسايش سطحي يا سفره اي
عمل عامل فرسايشي در اين فرسايش، در تمام سطح زمين است. اين شكل فرسايش بيشتر منشا بادي دارد، ولي طبيعي است كه فرسايش آبي نيز ابتدا به طور سطحي اتفاق مي افتدكه به علت فرسايش يكنواخت در تمام سطح كمتر محسوس مي گردد.

اين نوع تخريب با ظهور لكه هاي سفيد و روشن در سطح نمودار مي­شود و نشان دهنده تخريب و از بين رفتن سطحي­ترين قسمت زمين، آن هم به صورت لكه لكه است. اختلاف رنگ بين قسمتهاي فرسايش يافته و فرسايش نيافته علامت اين تخريب است، زيرا قسمت رويي به علت دارا بودن مواد آلي، غالبا تيره رنگ مي­باشد. علامت ديگر اين فرسايش وجود ريگ و سنگريزه هاي آزاد در سطح زمين است. در اين نقاط باد ذرات ريز را با خود برده و ريگ و سنگريزه در سطح زمين باقي مانده است.

مراحل مختلف فرسايش

 فرسايش چه توسط باد صورت گيرد چه توسط آب، خواه عادي باشد خواه سريع، داراي سه مرحله است: مرحله كنده شدن خاك، مرحله انتقال خاك و مرحله انباشته شدن و تجمع خاك.

 1- مرحله كنده شدن خاك از جاي خود

 در اين مرحله، ابتدا خاكدانه­ها بر اثر از بين رفتن هوموس و كلوئيدهاي خاك، چسبندگي خود را از دست مي­دهند و از هم مي­پاشند. در نتيجه خاك آماده فرسايش مي­شود. در چنين وضعي، خاك سطح­الارض كه حاصلخيزترين قسمت خاك است، به طور ناگهاني يا بتدريج بوسيله آب يا باد از جاي خود كنده مي­شود.

 2- مرحله حمل يا انتقال خاك بوسيله آب يا باد

 چون ذرات خاك چسبندگي خود را از دست داده­اند، نمي­توانند در مقابل جريانهاي شديد آبها يا بادهاي تند مقاومت كنند، در نتيجه از جاي خود كنده مي­شوند و به نقطه ديگر منتقل مي­گردند.

در مورد فرسايش آبي معمولا مواد از منطقه مرتفع­تر به محل پست­تر منتقل مي­گردند. مسافتي را كه آب يا باد مواد را با خود مي­برد به عوامل مختلفي بستگي دارد، از آن جمله مي­توان در مورد آب، شدت آب، شيب زمين، ريز و درشتي آبرفت­ها( شن، رس و غيره)، و در مورد فرسايش بادي شدت باد، قطر بادرفتها و همچنين مسطح و وسيع بودن جلگه­ها و دشتها را نام برد.

  3- مرحله تجمع و انباشته شدن مواد

 بادرفتها (موادي كه توسط باد حمل مي­گردند) هر جا به مانعي (گياه، ديوار، سنگ و غيره) برخورد كند فورا بر روي زمين مي­افتد و درآنجا رويهم انباشته مي­شوند. اين مواد در شرايط فوق­العاده تشكيل تپه­هاي بزرگ و حتي توده­هاي عظيم شني يا ماسه­اي شبيه كوه را ميدهد.

 آبرفتها بتدريج كه از شدت جريان آب و شيب زمين كاسته مي­شود از حركت بازمي­ماند و در سطح زمين رسوب مي­كند (ابتدا ذرات درشت­تر و بعد ذرات ريزتر). در بعضي موارد تجمع مواد آبرفتي بقدري زياد است كه يك طبقه رسوبي قابل توجهي را تشكيل مي­دهد.
انواع فرسايش

  1- بر اساس انواع عوامل فرسايشي

 در طبيعت دو نيرو، يا دو عامل وجود دارد كه باعث جابجايي خاك يا به عبارت ديگر فرسايش خاك مي‌شود: آب و باد.

يكي از  مهمترين فرايندهاي طبيعي در مناطق خشك و نيمه‌خشك و فرا خشك فرسايش بادي است.اين فرايند در شرايطي رخ مي‌دهد كه علاوه بر وجود خاك حساس، باد داراي حاكميت و سرعت قابل توجه باشد. انتقال ذرات خاك به صورت‌هاي مختلف معلق، جهشي و خزشي انجام مي‌گيرد وباعث خسارت‌هاي جدي به محيط زيست مي‌شود

 2- بر اساس تاثير طبيعت و دخالت انسان

 فرسايش طبيعي يا بطئي كه فرسايش عادي هم ناميده مي‌شود  پيوسته در طبيعت بوسيله آب يا باد صورت گرفته و مي‌گيرد و نتيجه قوه ثقل، سرازيري دامنه ها، جريان آب سطحي روي زمين،وجود نهرها و رودها و يخچال‌ها وغيره است.

عمل اين نوع فرسايش كند و هماهنگ با توليد خاك است بدين معني كه از يك طرف خاك تشكيل مي‌شود و از طرف ديگر امكان دارد فرسايش يابد.عوامل طبيعي مؤثر در فرسايش سبب فرسايش يافتن قلل مرتفع وكاهش ارتفاع آنها و همچنين پر كردن دره‌ها و چاله‌ها مي‌شود كه نتيجه آن صاف و هموار شدن سطح زمين است.

در اين نقل وانتقال خاك، در صورتي كه عمل خاكسازي بيش از فرسايش باشد، موجب افزوده شدن وگسترش خاكها مي‌شود، اگر متعادل باشد،يك هماهنگي بين فرسايش  و خاكسازي  بوجود مي‌آيد ولي چنانچه تخريب سريع و شديد وعمل خاكسازي ضعيف باشد، تعادل طبيعي بر هم مي‌خورد.

در چنين وضعي كه زمين بشدت فرسايش مي‌يابد سنگهاي مادر ظاهر مي‌گردد وچهره زمين به صورت لخت و باير درمي‌آيد. مبارزه بااين فرسايش بسيار مشكل و در بسياري از موارد غير ممكن است. فرسايش سريع يا مخرب همانطور كه ذكر شد نتيجه تاثير اعمال بشر است.

اهميت فرسايش

درست است كه از خاك هايي كه در نتيجه‌ فرسايش آبي شديد ازنقاط مرتفع‌تربه نقاط پست‌تر يا چاله‌ها وپشت سد‌ها منتقل مي‌شود، باز زمين به وجود مي­آيد واين گونه زمين‌ها اغلب امكان دارد زمين‌هاي رسوبي يا آبرفتي حاصلخيزي باشد(كما‌‌‌ اينكه زمين‌هاي حاصلخيز را در اكثر موارد همين زمين‌هاي رسوبي يا آبرفتي تشكيل مي‌دهد) ولي از آنجا كه مقدار زميني‌كه بر اثر رسوب و تجمع مواد بوجود مي‌آيد در مقابل سطح‌هايي‌كه خاك آن فرسايش يافته است، ويران مي‌شود، تا اين رسوبات را بوجود آورد،آنقدر ناچيز و بي‌ارزش است،كه به منظور جلوگيري از تخريب و زيان‌هاي بيشتر و همچنين حفظ تعادل طبيعت بايد با اقدامات سريع وجدي تا آنجا كه ممكن است مانع از فرسايش خاك شد. 

طبق محاسباتي كه صورت گرفته است، بطوركلي براي تشكيل يك سانتي‌متر‌خاك 500 تا 800 سال زمان لازم است، و‌ اگر حساب كنيم كه خاك زراعتي 25 سانتي‌متر عمق داشته باشد پس اين ضخامت خاك، طي 20 هزار سال‌كارمداوم طبيعت بوجود آمده است

اثرات فرسايش خاك

فرزين نجفي پور - www.maximumtechnic.com

يكي ازعواملی که درکشاورزی بسیارمورد توجه قرارمی گیرد وعامل اصلی نابودی بسیاری اززمین های خاصلخیزکشاورزی وتبدیل آن به مکان های غیرقابل کشت می باشد پدیده فرسایش خاح است.متاسفانه درکشورما به دلیل توجه بیشتر مسئولان کشوری به بخش صنعت وعدم توجه آنان به بخش کشاورزی ونادیده گرفتن مشکلات آن،باعث شده که این،مسیر قهقرایی،سرعت بیشتری بگیرد.فرسایش خاک ازجمله نگرانی های عمده زیست محیطی قرن حاضراست. برپایه برآوردهای انجام شده براثرفرسایش خاک سالیانه چندین میلیون هکتارازاراضی کشاورزی جهان به کام نابودی کشیده می شود. برپایه همین برآوردپیش بینی می شودکه تاسال 2010 میلادی یک سوم تا یک پنجم اراضی کشاورزی براثرفرسایش خاک عقیم وغیراستفاده شوند.فعل وانفعالات فرسایش خاک وجایگزینی تپه های شنی به جای بسترهای حاصلخیزخاک تاسف انگیزاست واین فرآیند باعث مهاجرت هزاران نفرازروستائیان به سمت شهرها می گردد.یکی ازاساسی ترین مسائلی که باعث فرسایش خاک درایران وجهان شده است مسئله سیلاب هاست.جنگل هاطی قرنن های طولانی موجب پایداری خاک وذخیره سازی آب ورونق فعالیت های گوناگون کشاورزی بوده اند،ولی به مروروبا ازمیان رفتن تدریجی جنگل ها وپوشش های گیاهی دراین بهشت سرسبزخداوندی ،جاری شدن سیلاب متداول شده است .هنگامیکه پوشش جنگلی براثرقطع بی رویه حالت مناسب وتراکمی خودرا ازدست می دهد .خاک آن منطقه به علت کمبود شاخ وبرگ وفاصله ایجاد شده بین آنها دربرابربارانهای شدید ورگبارهای تند بی دفاع مانده ومقاومت خودرا ازدست می دهد وبا کمترین بارش تند،مرگبارترین سیلابها را بوجود می آورد.

با ازبین رفتن پوشش گیاهی ،باران هایی که برسطح خاک می بارد علاوه برشستن خاک وتبدیل شدن به روان آب توانایی نفوذ به داخل زمین را ازدست می دهد .پیامد بوجود آمدن روان آب وعدم نفوذ آب درخاک،پائین رفتن سفره های آب زیرزمینی است که اصلی ترین منبع آبیاری گیاهان درمناطق خشک است. به مرروزمان آنقدرآب وخاک وجود نخواهدداشت که یک کشاورزبتواند مایحتاج روزانه خودرا به دست آورد. ازاین روپدیده مهاجرت به شهرها شدت بیشتری خواهد گرفت که پیامدهای خاص خودرا به دنبال خواهدداشت.متاسفانه درکشورما پدیده تخریب جنگل ها روند سریعی را درپیش گرفته است.عریانی بیش ازحد دامنه شمالی کوههای البرزکه درروزگاری نه چندان دورپوشیده ازجنگل وبیشه بوده است اکنون به خاطربی توجهی ما انسان ها درمعرض نابودی کامل قرارگرفته وفرسایش خاک،تراکم حرارتی ناشی ازتغییرات جوی ،کاهش رطوبت وازهمه مهمترتقلیل ونابودی پوشش گیاهی (به علت قطع بی رویه وعدم کاشت همزمان درخت ) ازپیامدهای نامطلوب این بی رحمی انسان نسبت به طبیعت اطراف خود است .شرایط اقلیمی ووضع کنونی زمین شناسی به گونه ای است که آن را به صورت یک کشورمستعد به فرسایش خاک درآورده است . ولی حقیقت آن است که میزان فرسایش خاک درایران بیش ازمقدارمورد نظرمی باشد.آمارنشان می دهد که تلفات خاک دراثرفرسایش درمملکت ما چندین برابربیش ازمیانگین آن درکشورهای آفریقایی واروپایی است.فرسایش خاک درایران یک مسیرصعودی داشته وبراساس اطلاعات منتشرشده متوسط سالانه تلفات خاک ناشی ازفرسایش درایران رشد قابل توجهی داشته است.به عقیده عموم کارشناسان مهمترین علت فرسایش خاک عوامل انسانی است.افزایش رشد جمعیت دراین دوران با نرخ سرسام آورآن نیازهای اقتصادی زیادی به دنبال داشته است ودرنتیجه جمعیت نیازبه مکانی برای زندگی دارند وافراد سودجوازاین مورد استفاده کرده وبه تخریبت جنگلها می پردازند.متاسفانه ناتوانی مراکزترویجی دراشاعه فرهنگ استفاده صحیح ازجنگل ها ومراتع براساس اصول علمی وفقدان مدارس آموزش منابع طبیعی کافی برای روستائیان وعشایرازعلل دیگرروند فوق بوده است.برمبنای دلایل فوق انسان ازطریق افزایش تعداد دام درسطح مراتع وتخریب غیرقانونی جنگل ها ،عدم کاربری صحیح اراضی کشاورزی ،استفاده نادرست ازمنابع آبی وگاهی ازطریق احداث خطوط جاده ای وبهره برداری غلط ازمعادن و... ،فرسایش خاک را ازحالت طبیعی ومعمول خود خارج ساخته وبرآن دامن زده است. علاوه براین می توان به عدم تخصیص بودجه مناسب جهت مبارزه با پیشرفت بیابان ها وهمچنین عدم توجه به حفظ زمین های زیرکشت اشاره کرد.با نیم نگاهی به تاریخچه کشاورزی کشورهای توسعه یافته،می توان دریافت که این کشورها دارای برنامه ریزی صحیح دربخش کشاورزی بوده وکمبود بودجه بخش صنعت خویش را ازدرآمد های بخش کشاورزی تامین می کنند. کشورهایی مانند آمریکا،فرانسه ،ژاپن ازاین راه علاوه برخودکفایی دربخش کشاورزی دارای صنعتی توسعه یافته نیزهستند.گفتنی است کشورهند درسال 1975 دارای فرسایش خاکی درحدود5میلیاردتن خاک درسال بوده است وبا حمایت ماهاتما گاندی درسال 1985 موفق به تأسیس دفترملی عمران اراضی هند شدکه هدفش به زیرکشت بردن سالانه 5میلیون هکتارازاراضی بایراین کشوروتبدیل آن به اراضی کشاورزی بود.ین روند شامل گسترش زمین های کشاورزی وگسترش مناطق جنگلی بودکه تاحدبسیارزیادی مانع ازافزایش میزان فرسایش خاک درآن کشورگردید.

حدود قابل قبول فرسایش

بنابر آنچه گفته شد آیا میتوان بین فرسایش طبیعی که یک پدیده طبیعی و قابل پذیرش است و فرسایش تشدیدی که یک پدیده مخرب و ساخته دست بشر است حد فاصلی تعیین کرد؟ و اگر کشیدن چنین خطی مشکل و یا غیرممکن باشد که هست آیا راه دیگری برای مشخص کردن حدود فرسایش قابل قبول وجود ندارد؟ بهتر است برای یافتن چنین راهی سوال بالا را به ترتیب دیگری مطرح شود؛" حد فرسایشی که ما در آن حد احساس میکنیم دیگر نبایستی فرسایش را تحمل کرد بلکه بایستی در مورد آن کاری انجام داد کجاست؟"
معمولا به این سوال این طور جواب داده میشود که هدف متخصصین حفاظت خاک اطمینان از این امر است که از زمین به ترتیبی استفاده شود که این استفاده بتواند به طور نامحدود ادامه یابد. یعنی هیچ گونه تخریب تدریجی خاک صورت نپذیرد. این هدف زمانی تحقق می یابد که سرعت از دست رفتن خاک بیشتر از سرعت تشکیل آن نباشد. سرعت تشکیل خاک را نمیتوان به دقت اندازه گیری کرد ولی بهترین تخمین خاکشناسان این است که در شرایط طبیعی، چیزی در حدود 300 سال طول میکشد تا 25 میلی متر خاک سطحی تشکیل شود(بنت 1939 فصل دوم). این مدت برای وقتی که به هم خوردگی، هوادیدگی و شستشوی خاک با عملیات تهیه زمین سرعت میگیرند به حدود 30 سال تقلیل می یابد. سرعت تشکیل 25 میلی متر خاک در 30 سال تقریبا برابر است با 5/12 تن در هکتار در سال و این رقمی است که اغلب به عنوان حدی که فرسایش نبایستی از آن بیشتر شود پذیرفته شده است. البته واضح است که میزان قابل قبول خاک از دست رفته ثابت نبوده و به شرایط خاک بستگی دارد. اگر پروفیلی از یک خاک عمیق با حاصلخیزی یکسان در تمام سطوح تشکیل شده باشد از دست دادن 25 میلی متر خاک در 30 سال آنقدر خطر جدی در بر ندارد که از دست رفتن همین مقدار خاک از پروفیلی متشکل از چند سانتی متر خاک بر روی صخره های سخت.
بدین ترتیب ارقامی که به عنوان حد قابل قبول فرسایش مورد استفاده قرار میگیرند به ندرت از 5/12 تن در هکتار در سال بالاترند. در آمریکا ارقام بین 5/2 تا 5/12 تن در هکتار در سال متداولند و در فدراسیون افریقای مرکزی رقم 10 برای خاکهای شنی و 5/12 تن در هکتار در سال برای خاکهای رسی به کار می رود. این اعداد در فرمول جهانی فرسایش خاک(Universal Soil Loss Equation به اختصار USLE) به توصیه های عملیات کشاورزی ربط داده شده است.

فرزين نجفي پور - www.maximumtechnic.com

 

تاريخ : 30 شهريور 1386 | تعداد دفعات نمايش داده شده : 16216

Design and Hosted by ITACO Group Design and Hosted by ITACO Group