Contact Us Recommend Us News Contents About Us Home Page
 

همه چيز درمورد تقويم و ماه
نويسنده : فرزين نجفي پور

قرآن وحرکت منظومه شمسی
والشمس تجری لمستقرلها ذلک تقدیرالعزیز العلیم لا الشمس ینبغی لها ان تدرک القمر ولا اللیل سابق النهار وکل فلک یسبحون

وخورشید که پیوسته به سوی قرارگاهش درحرکت است،این تقدیر خداوند قادر ودانااست ونه برای خورشید سزاوار است که به ماه برسد و نه شب بر روز پیشی می گیرد و هر کدام از آنها در مسیر خود شناورند.

 دلیل دیگر بر قدرت کامله ما آفتاب است که می رود وحرکت می کند برای قرارگاهی که او رااست یعنی همیشه حرکت می کند تا هنگام انقضای دنیا ویا برای حد معینی که هر شبانه روز دور به آن منتهی می شود وقرائت ائمه (علیهم السلام) است که مستقرلها،به نصب یعنی آفتاب همیشه متحرک است ونیست آنرا سکونی. در کتاب توحید از ابوذر غفاری رحمه الله  نقل کرده که روزی من دست مبارک حضرت رسالت پناه را گرفته پیاده به راهی می رفتیم ونظر بر آفتاب داشتیم تا آنکه غروب کرد،پس من گفتم ای رسول خدا آفتاب به کجا فرود می رود؟ حضرت فرمودند: درآسمان بلند می شود از سمائی به سمائی دیگر تا آنکه به آسمان هفتم در زیرعرش می رسد ودر آنجا سجده می کند وفرشتگانی که موکل برآنند آنها نیز به سجده در می آیند. پس آفتاب می گویدای پروردگار من به کجا امر می کنی که طلوع کنم ا زمحل غروب من یااز موضع طلوع ؟واین است معنی قول خدای تعالی که فرموده : والشمس تجری لمستقرلها.

 ذلک تقدیرالعزیز العلیم : این است که صنع پرودگار که غالب است بر مملکت خود ،دانااست بر ظواهر وبواطن اشیاء.(لا الشمس ینبغی لها ان تدرک القمر) نیست آفتاب را سزاوار که اینکه ادراک کند ماه را ودریابد ماه را درآن سرعت زیراکه قمر تمام دوازده برج را درعرض یک ماه قطع کند وآفتاب دریک سال (ولا اللیل سابق النهار) محتمل است که مراداز لیل قمر باشد واز نهار شمس یعنی نه ماه پیش گیرنده است بر آفتاب وحاصل کلام آنکه چنانچه آفتاب سرعت ماه را در نمی تواند یافت ، همچنین ماه نیز در ضیاء وروشنی بر آفتاب سبقت نتواند گیرد وبه  نور آفتاب  نتواندرسید بلکه ماه کسب نور از آفتاب کند، وبعضی این چنین تفسیر کرده اند که نیست آنکه شب غلبه کند به روشنی روز بر وجهی که دوشب یا بیشتر با هم جمع شوند که میان آنها روز نباشد . بلکه همیشه شب وروز متعاقبانند وآنچه از حدیث حضرت (علیه السلام) استفاده می گردد مراد این است که شب درخلقت سبقت بر نهار گرفته بلکه اول نهار خلق شده وبعد از آن شب.

 تفسیر مجمع البیان:

درقول خدا،لمستقرلها، چند قول است .

 جماعتی ازمفسرین گفته اند خورشید حرکت می کند برای پایان عمرش در موقع سپری شدن دنیا پس همواره حرکت می کند تا دنیا آخر شود. ابومسلم گوید: واین معنا با معنای لامستقر لها یکی می باشد. یعنی برایش قرارو توقفی نیست تا دنیا تمام شود.

 قتاده می گوید: که خورشید برای یک وقت سیر وحرکت می کند واز آن تجاوز نمی کند ومتخلف نمی شود.

 اینکه خورشید حرکت می کند به سوی دورترین منازلش درزمستان وتابستان که از آن تجاو زنمی کند وکم هم نمی گذارد ومقصود این است که برای آن  در بلندی حدی است که از آن تجاوز نمی کندونیز برای خورشید در هبوط وفرود آمدن حد وغایتی است که از آن نمی گذرد وکوتاهی نمی کند پس آن مستقر است.

 (لا الشمس ینبغی لها ان تدرک القمر) خورشید را نه سزد که ادراک کند ماه را در سرعت حرکت وسیرش برای آنکه خورشید از ماه کند تر حرکت می کند ، زیرا او منازلش را در یک سال سیر می کند وماه در مدت یک ماه وخداوند سبحان آن دو را به طرز تدویر ودور زدن جاری می نماید وبین فلک ومدار آن دو را جدا ودور نموده پس امکان ندارد که یکی از آن دو ادراک دیگری کند مادامی که بر این صفت وحرکت هستند .

 (ولا اللیل سابق النهار) یعنی نه شب از روز پیشی وسبقت گرفته ، یعنی هیچگاه دو شب با هم جمع نمی شوند که میان آنها روز نباشد . بلکه شب وروز در تعقیب ودنبال یکدیگرند چنانچه خدای تعالی تقدیر فرموده است . ابن عباس می گوید یسبحون ،یعنی هریک از آنها در مدار خودش حرکت می کند. چنانچه نخ رشته شده در چرخ خودش دور می زند ومی پیچد.

 آنچه گفته شد به وضوح حرکت خورشید رابه طور مستمر بیان کرده ،اما در اینکه منظور از این حرکت چیست بحثهای فراوان می باشد.گروهی اشاره به حرکت ظاهری خورشید بر گرد زمین می دانند که این حرکت تا پایان جهان ادامه دارد . بعضی دیگر اشاره به میل شمس در تابستان وزمستان به سوی شمال وجنوب زمین دانسته اند.

 وبعضی دیگر آن را اشاره به حرکت وضعی ،آفتاب دانسته اند ،زیرا مطالعات دانشمندان بطور قطع ثابت کرده که خورشید به دورخود گردش می کند. آخرین وجدیدترین تفسیر بر این آیه همانست که اخیراً دانشمندان کشف کرده اند وآن حرکت خورشید با مجموعه منظومه شمسی در وسط کهکشان ما به سوی یک سمت معین وستاره دور دستی که آن را ستاره وگا نامیده اند می باشد.

 به هر حال حرکت دادن خورشید این کره بسیار عظیمی که یک میلیون ودویست هزار مرتبه از کره زمین بزرگتر است آن هم با حرکت حساب شده در این فضای بیکران از هیچکس میسر نیست جزاز خداوندی که قدرتش فوق همه قدرتها وعلم ودانشش بی انتها است وبه همین جهت در پایان آیه می فرماید: این تقدیر خداوند قادر وداناست؟

 (لا الشمس ینبغی لها ان تدرک القمر) اما درمورد شب و روز چون با هم فاصله چندانی ندارند ودقیقاً پشت سرهم قرار گرفته اند می گوید: شب از روز پیشی نمی گیرد. می بینیم این دو تعبیر در اینجا بسیار حساب شده است ودراین تعبیر نشان می دهد که روز قبل از شب آفریده شده وشب به دنبال آن است .

 ودراین آیات به دو موضوع که از مهمترین مسائل زندگی انسانهاست به عنوان دو آیت الهی اشاره دارد یکی موضوع تاریکی شب ودیگری موضوع خورشید ونور آفتاب . ونظم بسیار دقیق که حاکم بر این دو می باشد بوجود آورنده تاریخ منظم زندگی انسانهاست . تاریخی که  اگر نبود روابط اجتماعی به هم می ریخت وزندگی برای انسان بسیار مشکل می شد، از این نظر نیز این دو از آیات الهی هستند.

 همانگونه که قبلاًهم بیان شد  در عصر نزول قرآن وقرنها قبل وبعد از آن درمحافل علمی در مورد آسمان وزمین نظریه  حاکم، نظریه بطلمیوس بود که زمین را مرکز جهان می شمرد وستارگان وخورشید را در دل فلکهایی بلورین میخکوب دانسته وفلکها دراطراف زمین درگردش بودند.

 اما قرآن مطلبی کاملاً بر خلاف آن می گوید :

 خورشید به سوی قرارگاهی در حرکت است نه اینکه خورشید به دور زمین ،آن هم نه به دور خودش، بلکه به دنبال فلک بلورینش در حرکت است.

 خورشید وماه هرکدام درمسیر خود شناورند.

 بعد از فرو ریختن فرضیه های بطلمیوس وکشفیات دیگر وپیشرفت علم ومشاهدات نجومی که با استفاده از تلسکوپهای بسیار نیرومند صورت گرفت ثابت کرد حداقل خورشید دارای دو حرکت است .حرکت وضعی به دور خودش وحرکت انتقالی به اتفاق تمام منظومه شمسی به سوی نقطه مشخصی از آسمان یا به تعبیردیگربه سوی ستاره وگا که از ستارگان صورت فلکی می باشد .

 خورشید علاوه بر حرکات ظاهری حرکات واقعی دارد. حرکت دورانی کهکشان ،خورشید را با سرعت حدود یک میلیون و یکصد وسی هزار کیلومتر درساعت در فضا می گرداند و در داخل کهکشان خورشید ثابت نیست واین که ما ازاین حرکت سریع خورشید درفضا بی خبریم ،به سبب دوری اجرام فلکی است .

 وبدون شک جمله « کل فی فلک یسبحون» با افلاک بلورین بطلمیوسی که هریک از کرات را درجای خود میخکوب می کرد سازگار نیست ودقیقاً با آنچه علم امروز پرده از آن برداشته است هماهنگ می باشد،همچنین حرکت به سوی مستقر نیز اشاره دیگر به حرکتی است که خورشید به یکسویی از کهکشان دارد، و بیان این مطلب به راستی معجزه است.

 در تفسیر المیزان هم پیرامون این دو آیه چنین آمده که جریان شمس همان حرکت آن است واینکه خورشید به طرف قرارگرفتن خود حرکت می کند، یعنی تا سرآمدن اجلش و یا تا زمان استقرار ویا تا محل استقرارش حرکت می کند. و آفتاب لایزال در جریان است مادامی که نظام دنیوی بر حال خود باقی است.« ذلک تقدیرالعزیز العلیم»، یعنی جریان نامبرده خورشید، تقدیر وتدبیری است از خدایی که عزیز است یعنی هیچ غالبی براراده اوغلبه نمی کند وعلیم است یعنی به هیچ وجه از جهات صلاح در کارهایش جاهل نیست .

 تدبیر الهی چیزی نیست که روزی جاری شود وروزی از روزها متوقف گردد بلکه تدبیری است دائمی وخلل ناپذیر.  پس خورشید وماه ملازم آن مسیری هستند که برایشان ترسیم شده، نه خورشید به ماه می رسد ونه شب از روز جلو می افتد .واین معنا این را می رساند که چون خورشید بزرگتر وقوی تر از ماه است وماه کوچکتر وضعیف تر، لذا رسیدن خورشید به ماه را ذکر کرد . واز ذکر آن حال عکسش روشن می شود. ومشخص می شود که ماه به طریق اولی نمی تواند به خورشید برسد. وکلمه فلک عبارت است از همان مدار فضایی که اجرام آسمانی هریک در یکی از آن مدارها سیر می کنند . ودر جمله یسبحون ،ضمیر جمع آورده شده برای  این است که هریک از اجرام فلکی در برابر مشیت خدا رام است وامر او را اطاعت می کند.


تاريخ تقويم هاي شمسي و قمري

سال 467 در زمان سلطنت جلال الدين ملكشاه سلجوقي و وزارت خواجه نظام الملك ، چون خواستند ترتيب تقويم يعني محاسبه سال و ماه را بر طبق قوانين نجومي و دقيق معين كنند، گروهي از دانشمندان آگاه به علم نجوم را براي اين كار انتخاب كردند و آنها مامور بودند تا محاسبه را ترتيب دهند و اين محاسبه ، درست ترين و دقيق ترين محاسبه سال شماري و معروف به تقويم جلالي است و خيام يكي از اين دانشمندان و گويا سرپرست اين گروه بوده است.هر دستگاه تقسيم زمان به سال ، ماه ، هفته و روز و جدولي كه شامل اين تقسيمات است ، به تقويم يا تاريخ موسوم است.همه اين دستگاه هاي قراردادي حساب زمان در نهايت به امور متناوب طبيعي و دوره هاي گردش طبيعي برمي گردد. در واقع بايد گفت كه تاريخ تقويم از زماني شروع مي شود كه انسان به حال ماندگاري به زراعت پرداخت ؛ در نتيجه متوجه شد كه موسم بذرافشاني به فواصل منظم همه ساله بازمي گردد.سپس به شمردن ايام ميان 2 موسم متوالي بذرافشاني پرداخت.

ماههاي قمري و مشكلات آن

از نخستين پيشرفت هايي كه در حساب زمان حاصل شد، اتخاذ دوره گردش قمر بود. منجمان 2 تعريف براي ماه دارند؛ ماه نجومي كه فاصله زماني ميان دو عبور متوالي قمر از مقابل يك ستاره ثابت است و ماه هلالي ، كه فاصله زماني ميان دو مقارنه قمر و خورشيد است.ماهي كه در آن روزها از آن استفاده مي شد، ماه هلالي بود. پس از آن كه استفاده از ماههاي قمري بر استفاده فصلها در تقسيم سال طبيعي غلبه پيدا كرد، ماهها را بر حسب فصلي كه در آن مي افتاد، نامگذاري كردند.مبنا قرار دادن ماههاي قمري ، به عنوان حساب زمان ، با مشكل مواجه شد؛ چون پديده هاي طبيعي كه ماهها به مناسبت آنها نامگذاري شده بودند، بايد همواره در همان ماه پيش بيايد كه اين ممكن نيست. راصدين نخستين ، وسيله اي براي محاسبه طول دقيق سال شمسي و قمري نداشتند، ولي عده اي از آنها، با شمردن تعداد ايام ميان 2 انقلاب متوالي يا 2 اعتدال متوالي و حساب متوسط ارقام حاصل در طي چندين سال ، طول سال شمسي را نزديك به 365 شبانه روز به دست آورده بودند. اين گونه كه مشهود است، سال شمسي نزديك به 11 شبانه روز از 12 ماه هلالي ، طولاني تر است. اگر يك رصدكننده بدوي مي خواست تناظر ماهها را با فصول طبيعي تا حدي محفوظ نگه دارد، مجبور بود اختلافي را كه از جمع شدن تفاوت 11 روز در هر سال حاصل مي شد و پس از 3 سال به بيش از يك ماه اضافه مي شد، تصحيح كند.راه ساده اين مساله ، كبس (kabs) يعني الحاق يك ماه قمري اضافي بود. در چنين دستگاهي ، بعضي سالها 12ماهه و بعضي 13 ماهه مي شدند.بسياري از اقوام بدوي كبس را از طريق مشاهده انجام مي دادند.

سال شمسي

براي مصريان قديم ، به مناسبت نقش حياتي طغيان هاي سالانه رود نيل در اقتصاد زراعتي آنها و به ترتيب نسبتا منظم اين طغيان ها، سال شمسي اهميتي بيش از سال قمري داشت.به همين دليل ، از زمانهاي بسيار دور، تقويم شمسي خالص ، جايگزين تقويم قمري بدوي شد. سال شمسي به 3 فصل 4 ماهه تقسيم مي شد.هر ماه 30 شبانه روز بود و پس از 12 ماه ، 5 روز اضافي درج مي شد و به اين ترتيب ، سال درست ، مركب از 365 شبانه روز بود.در سالي كه اين تقويم اختيار شد، اولين روز اولين ماه ، مقارن ، رصد تشريق شعراي يماني آغاز شد و انتخاب آن مسلما به اين سبب بود كه تقريبا مقارن آغاز طغيان نيل و انقلاب صيفي بود.

تقويم جلالي يا ملكي

تقويم شمسي كه در زمان جلال الدوله ملكشاه سلجوقي تاسيس شد و در قسمت اعظم ايران رواج يافت ، همان تقويمي است كه امروزه رايج است.مبدا اين تقويم روز جمعه 9 رمضان 471 هجري قمري است. سال جلالي از اول بهار آغاز مي شود و 12 ماه 30 روزه و 5روز اضافي به دنبال ماه دوازدهم دارد. روز اول سال جلالي ، يعني روز ورود خورشيد به اعتدال بهاري با روز ورود خورشيد به نخستين درجه حمل انطباق يافت با اين قرارداد، سال جلالي به عكس سال مسيحي كه در هر 10 هزار سال ، قريب 3 روز با سال شمسي اختلاف پيدا مي كند، هميشه مطابق با سال شمسي قرار دارد و آن را مي توان دقيق ترين تقويم جهان دانست ؛ ولي سالهاي كبيسه در تقويم جلالي ، ثابت نيستند و كبيسه كردن موقوف به نتايج رصد هر سال است.

جهت دانلود تقويم جلالي ويرايش سوم از لينک زير استفاده کنيدhttp://www.radcom.ir/download/JalaliCalendar.msi

 

تقويم هاي زرتشتي

زرتشتي گري در دوره ساساني رواج يافت. پس از حمله اعراب ، زرتشتيان در مناطق مختلف پخش شدند كه باعث پيدايش تقويم هاي گوناگون شد.تقويم زرتشتي ، خورشيدي است و با زمان تاجگذاري آخرين پادشاه زرتشتي ، يزدگرد سوم ، شروع مي شود.سال تقويم اوستايي (زرتشتي) در هر 4 سال ، يك شبانه روز يا به طور دقيق تر در هر 128 سال ، 31 شبانه روز از سال شمسي حقيقي عقب مي افتد و در نتيجه ، مثلا نوروز در طول سال تغيير مي كند.در باب تنظيم زمان در ايران باستان ، اطلاعات قطعي در دست نيست. احتمالا در بدو امر، سال قمري ايجاد شده ، ولي ظاهرا ميان مردم كشاورز و گله دار، كه اساس كارهايشان بر فصول طبيعي است ،بايد بزودي ترتيب كبيسه اي داده شده باشد.اولين شكل تقويم كه از آن نزد اقوام ايراني خبر داريم ، تقويم اوستايي قديم است كه قمري - شمسي و آغازش بر پايه انقلاب سيفي بوده است.بعيد نيست كه در نتيجه مهاجرت اقوام ايراني و به اقتضاي آب و هوا يا به واسطه رابطه اي كه با تمدن بابلي و آشوري داشتند، مبدا سال آنها تغيير كرده باشد. نشانه اين تقويم پارسي قديم در كتيبه هاي داريوش پيدا شده است.تقويم اوستايي در تمام جزييات با تقويم مصري مطابق است و هر روز ماه ، چنان كه در مصر معمول بوده ، به يك فرشته موكل منسوب و به اسم او موسوم است و البته تنها مشكل در اين تقويم ، همانند بسياري از تقويم هاي ديگر، كبيسه گيري بوده است كه اين مشكل با به وجود آمدن تقويم جلالي تا حدودي حل شد.

چرا در تقويم قمري اختلاف ايجاد مي شود ؟
با نگاهي به تاريخ نجوم مشخص مي شود كه بسياري از اقوام از ماه و تشكيل اهله براي تقويم استفاده مي كرده اند. ماه با حركت خود به دور زمين از حالتي به حالت ديگر مي رود. در ابتداي ماه به صورت هلال شامگاهي ديده مي شود، پس از چند روز به تربيع اول مي رسد كه در اين حالت ماه يك چهارم مدار خود را طي كرده است. ماه با پيمودن نصف مدار خود به وضعيتي مي رسد كه تمام سطح روشن ان مقابل زمين است كه به آن ماه كامل(بدر) مي گوييم. همين مراحل به طور معكوس تا ماه نو بعدي طي خواهد شد. به فاصله زماني بين دو ماه نو متوالي دوره تناوب هلالي گفته مي شود كه به طور ميانگين 29.53 روز است و طول متوسط يك ماه قمري مي باشد. از آنجا كه طول ماه در تقويم نمي تواند ععد غير صحيح باشد بنابراين هر ماه در تقويم قمري 29 يا 30 روز مي باشد.
در تقويم هجري قمري قراردادي ماههاي به طور متوالي 29 و 30 روز در نظر گرفته مي شود.در تقويم هجري قمري مورد استفاده كشورهاي اسلامي بر اساس معيارها و ضوابطي 29 يا 30 روزه بودن ماه تعيين مي شود.
مطابق حكم شرعي اگر هلال ماه در شامگاه 29 ام ماه رويت شود، آن ماه به پايان رسيده است و فردا روز اول ماه بعد است ولي اگر هلال ماه در شامگاه روز 29 ام رويت نشد ماه 30 روزه مي باشد.
حال سوال اينجاست كه چرا در تقويم هجري قمري اختلاف پيش مي آيد؟
به دليل اهميت نجومي و فقهي پيش بيني رويت هلال ماه همواره مورد توجه منجمين اسلامي بوده است. مشكل تقويم هجري قمري از سه مقوله نجومي ، انساني و فقهي قابل بررسي است. امروزه با وجود نرم افزارهاي نجومي مختلف محاسبه موقعيت و مشخصات ماه كار ساده اي است اما از آنجا كه مسئله رويت يك امر انساني است و بحث رويت امري است كه با توجه به افراد و شرايط مختلف متغير است بنابراين باعث بروز عدم قطعيت در پيش بيني مي شود. اختلاف فتوا در مورد رويت هلال ماه بحثي است كه مي تواند موجب اختلاف شود.
امروزه منجمين براي پيش بيني رويت هلال ماه از معيارهاي مختلفي استفاده مي كنند. اين معيارها بر اساس رصدهاي انجام شده طي قرون اخير طراحي شده است. بنابراين تقويم نويس با مقايسه مشخصه هاي نجومي ماه با معيارها و ركوردهاي به دست آمده در مورد رويت هلال ماه اظهار نظر مي كند. هر چند كه معيارهاي رويت هلال اختلافاتي را با يكديگر نشان مي دهند ولي نتايج علمي رصدها باعث مي شود كه خطاي پيش بيني ها به تدريج كاهش يابد.
اما مشكل اصلي وجود ضوابط متفاوت در كشورهاي اسلامي براي شروع ماه مي باشد. به عنوان مثال ملاك كشور عربستان براي شروع ماه رويت هلال نيست. از چند سال پيش مسولين كشور عربستان ضابطه اي را براي تقويم ام القري تعيين كرده اند. مطابق آن اگر مقارنه ماه و خورشيد پس از غروب خورشيد اتفاق افتد و در شهر مكه ماه پس از خورشيد غروب كند فرداي آن روز اول ماه بعد مي باشد. اين ظابطه لزوما" به معني رويت پذير بودن هلال ماه نيست. از آنجا كه بسياري از كشورهاي اسلامي از عربستان تبعيت مي كنند. اين امر باعث مي شود كه بين تقويم ما با بسياري از كشورها اختلاف ايجاد شود و گاهي اوقات ممكن است اين اختلاف به دو روز نيز برسد ولي اين به هيچ وجه به اين معني اشكال در تقويم ما نيست. همواره ايرانيان در زمينه نجوم پيشرو بوده اند و تقويم ما يكي از دقيق ترين تقويم ها است.

همانطور که مي دانيد خورشيد گرفتگي ها از قرار گرفتن جسم حقيقي ماه جلوي قرص خورشيد ايجاد مي شوند؛ اما بر خلاف آنها ماه گرفتگي ها در صورت پوشيده شدن ماه توسط سايه زمين رخ مي دهند. حال با داشتن اندازه اين سه جسم مورد بحث و فواصل ميانشان، و با انجام محاسبه اي نسبتاً ساده مي توان به علت نادرتر بودن خورشيد گرفتگي ها نسبت به ماه گرفتگي ها پي برد. قطر خورشيد تقريباً 1392000 کيلومتر و قطر زمين و ماه به ترتيب 12756 و 3476 کيلومتر است. همچنين فاصله زمين از خورشيد حدود 150 ميليون کيلومتر و فاصله ماه از زمين نيز به طور متوسط 384400  کيلومتر است؛ ولي بين دو مقدار 356400 و 406700 کيلومتر به سبب دايره اي نبودن مدار ماه بدور زمين، تغيير مي کند. در نتيجه با ايجاد دو مثلث جداگانه به مرکز زمين و پيدا کردن قطر ظاهري ماه و خورشيد از ديد ناظران زميني، مي توان به برابري تقريبي اندازه قرص آن دو از مکان زمين رسيد که در حدود 31 دقيقه قوسي است. بنابراين برخورد اين دو قرص از ديد ناظران بخش مشخصي از زمين امر نادري است. از طرف ديگر اگر قطر مخروط سايه زمين ـ که حاصل از تابش خورشيد است ـ را در محل مدار ماه با استفاده از مثلث بندي به روش تالس محاسبه نماييد، چيزي حدود 9200 کيلومتر بدست مي آيد که کمتر از سه برابر قطر ماه پهنا دارد.

در حقيقت ماه در حرکت بدور زمين و پس از پشت سر گذاشتن مراحل مختلف، از هلال بسيار باريک شبهاي اولِ ماه شروع کرده، سپس به تربيع اول ـ ماه نيمه روشن ـ بعد ماه تثليث ـ هنگامي که دو سوم آن روشن مي شود ـ و در نهايت به حالت بدر يا ماه کامل شب چهاردهم مي رسد؛ حال در اين زمان اگر موقعيت خاصي پيش آيد از درون سايه زمين عبور مي نمايد و بسته به موقعيت مي تواند وتر و يا در شرايطي بسيار نادر قطر دايره سايه زمين ـ سطح مقطع مخروطي سايه در برخورد با مدار ماه ـ  را قطع کند.
      اما در اين بين، عبور ماه از درون بخش سايه در هر ماه اتفاق نمي افتد؛ زيرا صفحه مداري ماه بدور زمين يعني صفحه ـ اي که مدار ماه و خود زمين درون آن قرار دارند نسبت به صفحه مداري زمين بدور خورشيد حدود 5 درجه و 9 دقيقه قوسي اختلاف و انحراف زاويه دارد. در نتيجه محل برخورد يا فصل مشترک اين دو صفحه با يکديگر خطي ايجاد مي ـ کند که مدار ماه را در دو نقطه قطع خواهد کرد. اين نقاط به نقاط گِرِهي  Node Points و خط مذبور به خط گِرِهي معروف هستند.

      با چرخش زمين بدور خورشيد در طول يک سال، دو بار اتفاق مي افتد که اين خط گرهي در راستاي مخروط سايه زمين قرار مي گيرد و ماه کامل مي تواند به شيوه هاي گوناگون بخشي از سايه زمين را قطع کند. فاصله اين دو زمان به علت جابجايي 180 درجه اي زمين در مدارش بدور خورشيد، حدود 6 ماه است. بنابراين ماه گرفتگي هاي اصلي در فواصل 6 ماهه اتفاق مي افتند، و در ساير اوقات ماه از بالا و يا پايين مرز سايه عبور کرده و ماه گرفتگي رخ نمي دهد. در نظر بگيريد اگر اين انحراف زاويه چند درجه اي وجود نداشت در اول هر ماه يک خورشيد گرفتگي و در نيمه هر ماه يک ماه گرفتگي را شاهد بوديم. گاهي نيز اتفاق مي افتد که ماه در فاصله حدود 30 روز دو بار از بخش سايه و نيمسايه زمين عبور مي کند. در حقيقت زمين نيز مانند هر جسم کدري که روبروي منبع نور غير نقطه اي مثل خورشيد قرار مي گيرد، دو بخش سايه کامل و نيمسايه را ايجاد مي کند. حال اگر شما پشت زمين قرار گرفته باشيد، در محدوده سايه کامل هيچ بخشي از خورشيد ديده نمي شود؛ اما اگر بالاتر يا پايينتر از سايه کامل باشيد به ترتيب مي توانيد بخشهاي بالايي و پاييني قرص خورشيد را می بينيد و نورانيت محيط شما به يکباره افزايش خواهد يافت.

 

      در محل مدار ماه نيز سايه کامل با مرزي نسبتاً مشخص از نيمسايه جدا مي شود؛ زيرا در منطقه اي که حتي تنها 10 درصد از قرص خورشيد پيدا شود، نورانيت تا حد قرص کامل افزايش پيدا خواهد کرد. در نيمسايه نيز که نواري در اطراف سايه کامل به ضخامت حدود 3600 کيلومتر است، هر چه از مرکز به طرفين دور شويم از تيرگي نيمسايه کاسته شده بطوريکه تشخيص مرز نيمسايه از فضاي تمام روشن اطراف آن کاملاً غير ممکن خواهد شد.
      با توجه به تمام توضيحات و اعداد و ارقام بالا براحتي قابل درک است که احتمال برخورد قرص ماه با دايره اي به پهناي کلي 16400 کيلومتر که اندازه ظاهريش 2 درجه و 27 دقيقه قوسي است بيشتر از احتمال برخورد قرص ماه با قرص خورشيد که تقريباً برابر با ماه يعني 31 دقيقه قوسي است، خواهد بود. به همين دليل احتمال دارد در يک سال حتي تا 5  ماه گرفتگي نه چندان تاريک و زيبا را بتوان ديد، اما تعداد خورشيد گرفتگي ها در يک سال حداکثر به 3 گرفت مي رسد. با اين حال در اکثر سالها به طور معمول 2 ماه گرفتگي و 2 خورشيد گرفتگي را شاهد هستيم که هر زوج ماه و خورشيد گرفتگي با زوج بعدي حدود 6 ماه فاصله دارد.
      ماه گرفتگي ها نيز خود به سه نوع تقسيم مي شوند : اگر ماه تنها بخشي از نيمسايه را قطع کند و اصلاً با دايره سايه کامل برخوردي نداشته باشد، ماه گرفتگي نيمسايه اي ناميده مي شود. در اين زمان اگر ماه زياد در نيمسايه وارد نشود، تشخيص ماه گرفتگي حتي با ابزارهاي مناسب نيز مشکل خواهد بود. در صورت ديگر اگر ماه در مسير خود بدور زمين از بخشي از سايه کامل نيز عبور کند، ماه گرفتگي حاصل جزئي ناميده مي شود که برحسب مساحت وارد شده از قرص ماه به درون سايه کامل در بهترين و بيشترين موقعيت، ـ اوج گرفت ـ درصدي براي ماه گرفتگي جزئي معين مي شود. در نهايت نيز اگر ماه به طور کامل حتي براي چند ثانيه وارد بخش تمام سايه زمين شود، به آن ماه گرفتگي کامل گفته مي شود که در واقع تمام انواع ديگر ماه گرفتگي ها را نيز مي توان در خلال يک ماه گرفتگي کلي به نحو زيبايي مشاهده نمود. در اينگونه ماه گرفتگي ها که کل بازه آن از زمان ورود ماه به مرز نيمسايه تا خروج کامل آن در بخش مقابل مي تواند تا حدود 7 ساعت نيز به درازا بکشد، هرچه ماه به بخش مرکزي سايه کامل نزديک تر شود بيشتر تاريک خواهد شد.
      نور خورشيد در عبور از لبه هاي زمين بايد از درون لايه هاي جوي زمين عبور کند که در اين حين همانطور که در تصوير زير مشاهده مي کنيد دچار شکست خواهد شد و با جذب پرتوهاي آبي رنگ، پرتوهاي قرمزتر به درون سايه کامل شکسته شده و اين بخش را از تاريکي کامل در مي آورند.
 
      جو زمين شامل مقادير مختلفي آب بصورت ابر، بخار و ديگر نزولات آسماني، و همچنين ذرات جامد معلق بصورت ـ هاي غبار، مواد آلي و خاکستر هاي آتشفشاني است. اين مواد نقش فيلتر کردن پرتوهاي خورشيدي پس از شکسته شدن به سمت سايه را در جو زمين بازي کرده، و بيشتر نورهاي قرمز را از خود عبور مي دهند. براي مثال فوران هاي بزرگ و پر تعداد آتشفشاني در برخي سالها مقادير فراواني خاکستر را به جو اضافه مي کنند که حاصل آن گرفت هايي بسيار تاريک و قرمز رنگ براي چند سال آينده اش خواهد بود. همچنين لايه هاي گسترده ابر در لبه هاي زمين که با نور خورشيد در برخورد هستند مي توانند با سد کردن راه پرتوها گرفت تاريکي ايجاد نمايند.
      هر فردي که براي يکبار ماه گرفتگي کلي را ديده باشد به خاطر دارد که پس از ورود بخش اعظمي از ماهِ تمام به درون سايه زمين، به تدريج سرخ و مسي رنگ بودن سايه زمين روي ماه پديدار مي شود که علت آن همين امر است. در مراحل ماه گرفتگي جزئي که هنوز بخش هاي روشن ماه در محدوده نيمسايه درخشان ديده مي شوند، تشخيص رنگ قرمز سيرِ سايه به علت تضاد رنگي شديد با بخش هنوز روشن ماه مشکل بوده، و به نظر مي رسد ناحيه سايه کاملاً تاريک و حداکثر خاکستري رنگ باشد؛ زيرا در همين مراحل نيز مي توان لبه تاريک ماه را که درون سايه پنهان شده با کمي دقت تشخيص داد. اما به تدريج هنگامي که ماه به طور کامل وارد سايه شد مي توان رنگ آجري سايه زمين را براحتي مشاهده نمود که هرچه به بخش هاي مرکزي مخروط سايه نزديک شويم تيرگي بيشتر، و درست در مرکز تا خاکستري کامل پيش خواهد رفت زيرا پرتوهاي شکسته شده کمتري به اين محل خواهند رسيد.
      بر همين اساس نيز مقياسي براي توصيف ميزان تيره شدگي ماه کامل در ماه گرفتگي هاي کلي توسط اخترشناسي فرانسوي بنام آندره دانژُن تعريف شده که به مقياس دانژُن Danjon Scale معروف است. در اين مقياس بندي که در جدول زير توضيحات آن را ملاحظه مي کنيد، ماه گرفتگي هاي کلي در 5 دسته قرار داده مي شوند که از تاريک ترين حالت به پايين از L = 0  تا L = 4 ترتيب بندي مي شوند. بديهي است هرچه ماه گرفتگي در دسته هاي تيره تر قرار بگيرد، معني آن اين است که بيشتر به مرکز سايه زمين نزديک شده و بنابراين در مجموع، ماه مدت زمان بيشتري را در سايه کامل طي مسير مي کند. در نتيجه مي توان نتيجه گرفت که طول مدت ماه گرفتگي کاملي که در دسته L = 0 باشد، بيشتر از ديگر دسته هاست زيرا در اين حالت و در ايده آل ترين زمان ماه تقريباً قطر سايه و نيمسايه را مي پيمايد که بزرگترين وتر موجود است.

تأثير ديگر شکست نور در جو زمين تيز يا sharp نبودن مرز سايه و نيمسايه زمين است، بدين معني که در هنگام پيشروي ماه درون سايه نمي توان خطي را به عنوان مرز مشخص ميان ساية تاريک و نيمساية روشن معين کرد و همواره عدم دقتي در حدود 2 تا 4 دقيقه قوسي در مورد اين مرز وجود دارد؛ که لحظات دقيق ورود و خروج ماه در سايه زمين را با چند دقيقه خطا براي ما مشخص مي کند. اين مرز معمولاً در زمان سنجي ها مورد اندازه گيري قرار مي گيرد به طوري که در ماه گرفتگي هاي کلي و يا جزئي يکي از فعاليت هاي حائز اهميت، زمان سنجي دقيق از لحظات ورود دهانه هاي برخوردي معروف ماه به سايه، و يا خروج آنها از سايه کامل زمين است. در برخي سايت هاي علمي از پيش جداول پيش بيني شدة اين زمان ها در اختيار علاقه مندان قرار مي گيرد. بهترين سايت موجود در اين زمينه در حال حاضر مرکز اطلاع رساني سازمان فضايي ناسا است که هر ساله گرفتگي هاي مربوطه را مورد تحليل و زمان سنجي دقيق قرار مي دهد و صفحات اطلاعاتي ارزشمندي را در اختيار جهانيان مي گذارد.

طبق مشاهدات و با بررسي زمان گرفتگي ها در بلند مدت، نوعي چرخه جالب ميان نوع و زمان گرفتگي ها ديده مي ـ شود. بدين صورت که هر گرفتگي در هر زمان مشخص با کمي تغييرات در خصوصياتش در 18 سال قبل و پس از آن تاريخ نيز تکرار مي شود. اين زمان که دقيقاً 18 سال و 11 روز و حدود 8 ساعت طول مي کشد، به چرخه يا سري ساروس معروف است که حاصل يک تقارن نه چندان اتفاقي ميان چرخه هلالي ماه، حرکت انتقالي آن بدور زمين و ماه گرهي ـ مدت زماني که ماه از يک گره مثلاً صعودي به گره صعودي بعدي مي رسد ـ است. در اين چرخه ها که در خورشيد گرفتگي ها هم وجود دارد، به علت 8 ساعت اضافه بر روز، بهترين نقاط روي زمين که شاهد گرفتگي هستند، پس از يک دوره، 120 درجه روي سطح زمين جابجا مي شوند؛ اما پس از 3 دوره يعني 54 سال و 34 روز ساکنان يک منطقه از زمين مي توانند دو گرفت بسيار شبيه به يکديگر را بخصوص در ماه گرفتگي ها مشاهده نمايند.
      اما هريک از اين چرخه هاي ساروسي که اين ماه گرفتگي خاص در سري شماره 123 آنها قرار دارد؛ عمر محدودي بين 71 تا 74 دورة تکرار داشته، و قبل و پس از آن ديگر ماه هرگز در آن دوره هاي زماني خاص حتي با نيمسايه زمين نيز برخورد نمي کند.

سايت ماکزيمم تکنيک

مديريت سايت : فرزين نجفي پور

 

تاريخ : 19 بهمن 1386 | تعداد دفعات نمايش داده شده : 381

Design and Hosted by ITACO Group Design and Hosted by ITACO Group