Contact Us Recommend Us News Contents About Us Home Page
 

راست گویی
نويسنده : مازیار بحیرایی

به نام خداوندی که کلید خوشبختی هر کس را در دستان خودش قرار داد
راست گويي

نویسنده : مازیار بحیرایی
www.MahIzadYar.coo.ir
Maziar.Bahiraee@Gmail.com
سلام!!
قبل از اينكه مقاله ر ُ شروع كنم بايد بگم كه ...
 راستش اول طرز نگارش مقاله‌ر ُ به شيوه مقاله‌هاي رسمي نوشته بودم، با همون كلمه‌هاي قلمبه سلمبهُ فعلاي مجهولُ ...تو همين زمانا بود كه خوندنِ كتاب "يك مرد" نوشته‌ي "اوريانا فالاچي" رُ با ترجمه‌ي يغما گلرويي شروع کردم، آقاي گلرویی اونقدر سادهُ  نزدیک به زبان محاوره و در عین حال رُک!! کتاب‌رُ ترجمه کرده بودن که آدم می‌تونست تمام صحنه‌ها رو تو ذهنش شبیه سازی کنه ُ مثه فریم‌های یه فیلم، یکی یکی از جلوی چشمِ ذهنش! بگذرونه. با خودم گفتم هدف من چیه؟ حفظ اصولُ قالبُ پایبندی به یه سری قانونِ دستُ پاگیر که نمیزاره آدم حرف دلشُ بزنه، یا رسوندن منظورم؟! بذارین قیدُ بندِ اصول مقاله نویسی رُ رها کنمُ حرفمُ سادهُ راحت بگم... به همین خاطر مقاله‌رُ دوباره از نو به همین شیوه‌ای که می‌بینین نوشتمُ به همین دليل اول مقاله گفتم "سلام"!!
چیزی که می‌خوام بگم در مورد مسئله ایِ که امروزه همَمون با‌هاش سرو کار داریمُ گاهی اوقات دچار دوگانگی در تصمیم‌گیری می‌شیم، ساده بگم "پدیده‌ی راست گویی" ( ترجیه می‌دم تو این مقاله عبارت متضاد پدیده‌ی راست گوویی‌رُ بکار نبرم و بجای اون از عبارت غیر راست یا عدم راستگویی و گاهی نیز از "..." استفاده کنم البته بجز آخر مقاله، چون مي خواستم اصل عبارت داريوش بزرگ رُ بيان كنم). امیدوارم که با این مقاله بتونم به کسایی که می‌خوان به خودشون کمک کنن! کمک کنم!!
تو بیشتر مقاله‌ها اینطوری مرسومِ که اولِ مقاله در مورد عنوان مقاله توضیحاتی‌رُ همراه با یه سری تعریف ارائه می دن اما بخاطر اینکه من تعریف خودم رُ از پدیده‌ی راست گویی دارم لازم دونستم اولِ مقاله مفاهیمی رُ از علم فلسفه‌ برای خواننده روشن کنم.
فلاسفه در فلسفه، برای اثبات یه موضوعی یا اصلی-از جمله اثبات وجود خدا-از یه قاعده‌ی کلی استفاده می‌کنن که اساسش اینه که هر پدیده‌ای رُ بر‌مبنای وجود یا عدم وجود یه عامل بررسی می‌کنن و مرحله به پيش مي‌رن می‌دن تا بطور منطقی فلسفی اون اصل‌رُ اثبات کنن. هر پدیده‌ای‌رُ در کیهان می‌تونیم بر اساس وجود یا عدم وجود یه عامل بررسی کنیم، ساده بگم، یا اون عامل در اون پدیده  وجود داره و یا وجود نداره و از این دو حالت خارج نیست. به عنوان مثال پدیده‌ی زندگی‌رُ می‌تونیم بر اساس عامل حیات بررسی کنیم، با این تعبیر، یا حیات (عامل)  وجود داره که به معنیِ زندگیِ و یا حیات وجود نداره که بطور قطع به معنی مرگِ.
مطلب دیگه این‌که بعضی پدیده ها تو کیهان دو حالتی هستن - مثه زندگی- که در این مورد، عدم وجود یه عامل به معنی حالت دیگه‌ي اون پدیدست و حالت بینابینی وجود نداره. بطور دقيق مثه زبان ماشين گه فقط بيت صفر و يك براش تعريف شدس و حالت ديگه اي بين اين دو وجود نداره. در حالی که بعضی پدیده‌ها مثه رنگا چند حالت دارن. اگه بخوام در این مورد مثالی بزنم می‌تونم بگم که می تونیم اشیاء رُ بر اساس عامل رنگ بررسی کنیم و باز هم می‌تونیم از همون اصل فلسفه استفاده کنیم : اون شیء می تونه به عنوان مثال دارای عامل رنگ قرمز باشه که بطور قطع به رنگ قرمز-البته به دیدِ انسان- دیده می شه و وجود داره و حالت دوم اینکه به عامل رنگ قرمز در اون وجود نداره که در این صورت می‌تونه خیلی رنگای دیگه ای (سبز، آبی و ...) داشته باشه. بنابراین می‌بینیم در صورت عدم وجود عامل (رنگ) می‌تونیم حالت‌های زیادِ دیگه‌ای داشته باشیم، و مانند مثال اول ( عدم وجود عامل به معنی حالت دیگر آن پدیده‌ست و بس) فقط دو حالت نداریم.
حالا می‌تونیم با استفاده از اصولی که گفته شد تعریفِ بسیار ساده‌ای از پدیده‌ی راستگویی و پدیده‌ی متضاد اون یعنی عدم راستگوییرُ بیان کنیم :

<< راست‌گویی یعنی بیان هر آنچه که بطور واقع اتفاق افتاده است و محدوده‌ی آن را با این عبارت مشخص می کنیم که راست‌گویی از جمله پدیده‌های دو حالتی است، بنابراین هر چیزی که غیر از راست باشد به طور قطع پدیده‌ی متضادِ آن است و حالت بینابینی نیز وجود ندارد. >>

مطلب مهمی که اینجا وجود داره اینه که بعضی آدما تفاوت بین این دو موضوع‌رُ متوجه نیستن و یا وانمود می‌کنن که متوجه نیستن! و بخاطر همین اِسمایِ دیگه‌ای روی پدیده عدم راستگویی می‌ذارن مثه ... مصلحطی یا ... کوچیک و ... و این جوری توجیحی واسه عملِ خودشون پیدا می‌کنن، اما به نظر من ... مصلحطیُ ... کوچیک وجود ندارهِ، هر چیزی که غیر از حقیقت (عامل) باشه هیچ معنی بجز ... نداره. نکته‌ای که در مورد ... مصلحطی وجود داره اینه که همه ما می‌دونیم عدم راستگویی عملی زشت و به دور از عرف جامعه مدنیِ، اما مشکل ما اینه که محدوده و مرز بین راستگویی و ... مصلحطی رُ نمی‌دونیم و گاهی به راحتی راست نمی‌گیم و اون‌رُ به حساب ... مصلحطی می‌ذاریم. همه‌ی ما این جمله‌رُ از آدمای اطرافمون زیاد می‌شنویم که می‌گن : به فلانی راست نگفتم اما ... هم نگفتم!!! به این نیت که جمله‌ی شخص ... گو از لحاظ ساختاری ... نبوده- یعنی طوری با کلمات بازی کرده که از لحاظ ظاهری ... نبوده- و در عین حال راستم نبوده!! اما اگه از این شخص بپرسیم که چرا همچین کلماتیُ انتخاب کرده، چه جوابی می‌ده؟ آیا غیر از اینه که با انتخاب این ترکیب خاص از کلمات و بازی کردن با اونا خواسته چیزی‌رُ که تو ذهنش نقش بسته بود‌رُ به شنونده القا کنه؟ خواسته چیزی‌رُ که مطلوب خودشِ به شنَوَنده انتقال بده؟ که بطور الزام ممکنِ راست هم نباشه. مطلب اساسي همین جاست، آیا هدف از عدم راست‌گویی چیزی غیر از گول زدن آدمای اطرافِمونه؟ چيزي غير از اينكه با حرفامون يا عملمون شرايط رو اون طور كه خودمون مي‌خوايم عوض مي‌كنيم. که درواقع داریم خودمونُ گول می زنیم!!
حالا که تفاوت بین راستگویی و عدم راستگویی رُ فهمیدیم بهتره یه راه حل واسش پیدا کنیم. اول بهتره بررسی کنیم که چه چیزایی باعث میشه آدم!!! راست نگه. بخاطرِ همین، دلیلایی که به ذهنم رسیدَ‌رُ می‌گم :

دلایل عدم راست گویی
یه دلیلش می تونه این باشه که شايد بطور واقع تفاوت بینِ راست‌گویی و عدم راست‌گویی رُ نمی دونیم، به عبارت بهتر مرز و محدوده‌ي بین راستگویی، ... مصلحطی و عدم راست‌گویی‌رُ نمي‌دونيم و گاهی اوقات به اشتباه فکر می‌کنیم که داریم راست می‌گیم اما در واقع داريم ... مي‌گيم، اینم بخاطرِ اینه گاهی اوقات نسبت به جملات و کلماتی که تو صحبت کردنمون انتخاب می‌کنیم فکر نمی‌کنیم. یه دلیلِ دیگه این می‌تونه باشه که برایِ خودمون توجیه می‌سازیم و اِسمایِ دیگه‌ای مثه مصلحطیُ کوچیکُ ... روش می‌زاریمُ با این کار خودمونُ گول می‌زنیم. یا این که ممکنه از سرزنش دیگران می‌ترسیمُ دوست نداریم دیگران به ما نصیحت کنن. اما همه‌ی این دلایل یه وجه مشترک دارن، اینکه راست نمی‌گیم چون کارایی می‌کنیم که خلاف عُرف جامعه، قوانین مدنی و قوانین خانواده‌ست. شاید بشه ضعف داشتن یا عدم اعتماد به نفس‌رُ هم یه دلیلِ دیگه واسه این کار دونست.

راه حل
تونستیم دلایل راست نگفتن‌رُ تا حدودي متوجه بشيم و حالا می‌تونیم براش راه حل پیدا کنیم. راه حل این موضوع بر می‌گرده به عاملِ بوجود آورنده‌ی این پدیده. به نظر من فقط کافیِ خودمون‌رُ توی شرايط و موقعیتی قرار ندیم که مجبور بشیم راست نگیم- در واقع به يه شكلي پيش‌گيري كنيم- یا به عبارتی کاری نکنیم که بر خلاف عرف جامعه، قوانین مدنی یا قوانین خانواده باشه، یا بهتر بگیم خط قرمز ها واسمون تعریف شده باشنُ ازش تخطی نکنیم و تصميم نگيريم براي بهتر شدن اوضاع راست نگيم كه البته اینم به عقيده من کارِ چندان مشکلی نیست، بخاطر اینکه این قوانین برای راحتیه خودمون بوجود اومده و اگه بهش پایبند نباشیم ضررش به خودمون می رسه. اما اگه تو موقعيتي قرار گرفتيم كه تصميم گيري برامون مشكل بود، به نظر من بهتره اصلاً فكر خودمون رو مشغول نكنيم و راست بگيم به عبارت بهتر اين‌طور براي خودمون جا بندازيم كه كه هيچ راه ديگه بجز گفتن حقيقت وجود نداره. حتي مي‌تونيم واسه خودمون جريمه بذاريم و هروقت به كسي راست نگفتيم مقداري پول‌رُ به عنوان جريمه‌ي خودمون  كنار بزاريم و حتي مي‌تونيم با اون پول هديه‌اي بگيريم و به همون شخص بديم و ازش عذر خواهي كنيم.

چرا راست بگوئیم؟!!
چرا راست نگیم!!!

توضیح این موضوع بسیار ساده ست! و اونم این که قانون بسیار ساده و در عین حال بنیادی وجود داره که خدا اونو تو کیهان گذاشتهُ از نشونه‌های عدل خداوند ِتا در پناهش بتونیم در کنار هم با کمترین مشکل زندگی کنیم، این قانون بسیار ساده میگه که  عمل هرکس به خودش برمیگرده. این قانون هم از لحاظ فلسفی و هم از لحاظ علم فیزیک (علم طبیعت) - که دو علم مرتبط با هم هستن و همیشه می‌تونیم در توضیح پدیده‌ها ازشون استفاده کنیم- با استفاده از فیزیکِ کلاسیک ( فیزیکِ نیوتنی) با رابطه  F = 0∑ به اثبات رسیده. به عبارت صحیح تر هر عملی عکس العملی داره، به همان اندازه اما در جهت عکس. اين مطلب تو بسياري از مكتب‌هاي فلسفي جهان مثه فلسفه آي چينگ و در سمبل يين يانگ- براي اطلاعات بيشتر به مقاله‌اي به همين اسم تو وب سايت www.MahIzadYar.coo.ir  تو بخش تحقيق هاي فلسفي سري بزنيد- و همين‌طور در حلقه‌اي كه وسط سمبل فروهر قرار داره بيان شده. توضیح بیشتر اینکه کسی که به دیگران راست نمی‌گه باید این انتظارُ هم داشته باشه که دیگران هم به اون حقیقت رُ نگن و در نتیجه ضررش دوباره به خودش بر می گرده. حالا فقط کافیِ برای یه لحظه جامعه‌ای‌رُ در نظر بگیریم که هیچ کس حقیقت‌رُ به آدمای اطرافش نمی‌گه!! اعتمادِ آدما از هم سلب می‌شه، وجدان برای انسان به یه مفهوم غیر ملموس تبدیل می شهُ ...

البته بزرگترین ... که شاید یه انسان بتونه بگه اینه که بگه من هرگز غیرِ راست نگفتم!! همه ما انسان ها گاهی در موقعیت‌هایی قرار می‌گیریم که تصميم مي‌گيريم براي بهتر شدن اوضاع راست نگیم، اما چه خوبه که از همین امروز تصمیم بگیریم و برای اینکه خودمون رُ امتحان کرده باشیم همیشهُ تحت هر شرایطی به هر کسی حقیقت‌ر‌ُ بگیم و غیرِ راست چیزی نگیم.

در دنيا دو چیز از همه زیباتر است : آسمانی پر ستاره و وجدانی آسوده.    کانت

همه ی مطالب گفته شده در این مقاله صرفاً نظرات نویسنده است و از هیچ‌گونه منبعی برای مطالب گفته شده و طریقه‌ی اثبات دو حالتی بودن پدیده‌ی راست‌گویی استفاده نشده است، كه بطور قطع اشکالاتی در آن وجود دارد. بنابراین در پایان، نویسنده‌ي مقاله ضمن ساپاسگذاري از خوانندگان گرامي بخاطر زماني كه براي خواندن مقاله قرار داده‌اند تقاضامند است هرگونه نظر و انتقادی در موردِ مقاله حاضر دارند را بطور حتم به نویسنده انتقال دهند.
مقاله ی حاضر و طریقه‌ی اثبات دو حالتی بودن پدیده راست‌گویی و بررسی دلایل عدم راست‌گویی و راه حل‌های آن تا‌کنون در مقاله‌ای ارائه نشده است و حقوق آن به نویسنده‌ی مقاله تعلق دارد، بنابراین هرگونه استفاده از مقاله‌ی حاضر و هرگونه ارجاع به آن باید با ذکر نام نویسنده صورت گیرد.

با آرزوي موفقيت روزافزون از درگاه خداوندگار ايران زمين براي همه‌ي ايرانيان عزيز.
مازيار بحيرايي
25/2/1388

برای مشاهده کل مقاله و عکس های مربوطه به سایت زیر مراجعه کنید

www.MahIzadYar.coo.ir

 

تاريخ : 12 ارديبهشت 1388 | تعداد دفعات نمايش داده شده : 4439

Design and Hosted by ITACO Group Design and Hosted by ITACO Group