Contact Us Recommend Us News Contents About Us Home Page
 

اعتياد ، عوامل و راهكار
نويسنده : ناهيد رضوي
اعتياد : عوامل -- راهكار
محقق : خانم مهندس ناهيد رضوي : كارشناس مهندسي زراعت و اصلاح نباتات
كـلام نخـست :كاهش آسيب هاي ناشي از سوء مصرف مواد مخدر در شرايطي كه افراد توانايي يا علاقه لازم براي ترك را ندارند ، ضروري است . در سالهاي اخير ، برنامه هاي متمركز توأم با كاهش آسيب هاي ناشي از سوء مصرف مواد در جهان رو به گسترش بوده و پيش بيني مي شود در آينده نزديك ، جهت گيري اصلي در دنياي سياستگزاري هاي كلان در خصوص سوء مصرف مواد را با خود اختصاص مي دهد .در دنياي امروز ، ميلياردها دلار براي جلوگيري از توليد ، ورود و توزيع مواد مخدر هزينه مي شود كه در بهترين شرايط نيز تأثيري محدود داشته است . عدم موفقيت اقدامات كاهش عرضه در محدود نمودن دسترسي به مواد نيز لزوم طراحي و اجراي برنامه هاي متنوع كاهش تقاضا را نشان داده است . جامعه بشري پذيرفته است كه مشكل مواد و اعتياد قابل ريشه كني نيست و تا انسان هست مصرف مواد ادامه خواهد يافت .صاحب نظران معتقدند براي كاهش آسيب « برنامه اي لازم است كه در جهت كاهش عواقب منفي بهداشتي ، اجتماعي و اقتصادي مصرف مواد ، طرح ريزي شده باشد ، هر چند كه فرد مصرف كننده به مصرف مواد خود ادامه داد . » مهم ترين اهكار كاهش آسيب كه از سوي كارشناسان مطرح و تأكيد شده « آموزش » مي باشد . در واقع نبايد از هيچ كدام از شيوه هاي ديگر كاهش آسيب بدون آموزش استفاده كرد .آموزش شيوه اي نوين و موفق است كه امكان تغيير رفتارهاي آگاهانه را از رفتار مخاطره آميز به سمت رفتارهاي كم خطر تر فراهم مي آورد . آموزش همچنين با فراهم كردن ارتباط معتادان با خدمات و تسهيلات بهداشتي و آموزش ، زمينه آشنايي و دسترسي با خدمات درماني و ترك كامل را فراهم مي سازد .اميدواريم در تدوين و تنظيم برنامه هاي ملي مبارزه با مواد مخدر و كاهش اعتياد كشور با بهره جويي از تجربيات علمي و عملي ساير كشورها اصولي ترين شيوه ها را انتخاب كرده ، به كنترل بزرگترين معضل اجتماعي كشور پرداخته ، در اين راه به توفيقات اساسي و قابل توحهي دست يابيم و بدين ترتيب ، بزرگداشت روزجهاني مبارزه با مواد مخدر را عملي ساخته و گرامي بداريم .
مواد مخدر و فروپاشي جامعه:
انسان از چه زماني مواد مخدر را شناخته است اين سؤال پاسخ دقيقي ندارد ولي مطالعاتي كه بر روي آثار مختلف باقي مانده از پيشينيان صورت گرفته نشان مي دهد انسان از ديرباز به خصوصيات چنين موادي آشنا بوده است به نظر مي رسد اين آشنايي مانند اكثر كشفيات به صورت اتفاقي بوده باشد در نوشته هاي باستاني به خواص اين مواد اشاره شده است . درنقاشي هايي بر روي سنگ ، طرح هايي از گل بوته خشخاش و شقايق وجود دارد . قديمي ترين اين آثار مربوط به 4000 سال پيش و در نواحي روم و مصر باستان است . بابليان ، سومريان و آشوريان خواص مواد مخدر را مي شناخته اند . سابقه مصرف مواد مخدر براي اولين بار در زمينه استفاده هاي طبي و به عنوان دارو استفاده براي تكسين درد از طريق خوردن يا ماليدن بر روي عضو بوده است . افلاطون در اين جهت مطالعاتي داشته و خود راساً خواص شيره گرز خشخاش را آزمايش كرده و جهت مداواي بيماران مورد استفاده قرار داده است .بنابراين كاربرد اصلي و اوليه شيره خشخاش كه قديمي ترين مواد مخدر است جهت مصارف پزشكي بوده ولي در موارد بسياري از سوي افراد سرشناس به شكل تفنني هم مصرف مي گرديد . سران مغول از عصاره خشخاش استفاده مي كردند . كشور هندوستان بعد از مصر قديمي ترين سرزميني است كه در آن مواد مخدر رايج بود . به همين جهت است كه گفته مي شود در حمله مغول ، افيون بوسيله سربازان مفولي به ايران وارد شد . برخي هم آن را تحفه نادرشاه مي دانند كه پس از فتح هندوستان به ايران آورده شد ولي چنين نيست چون سال قبل محمدبن زكرياي رازي در قرن سوم و ابوعلي سينا در قرن چهارم و پنجم مطالعاتي در خواص ترياك داشته اند و در طب قديم ايران استفاده از عصاره ترياك متداول بوده است البته استفاده در جهت تفريح به صورت امروزي متداول نبوده و مورد مزمت بوده است . عصر صفوي را مي توان عصر ِآغاز مصرف مواد مخدر به صورت گسترده دانست رواج ترياك در اين عصر به حدي بود كه شربت ترياك در عطاري ها به فروش مي رسيد . اوج مصرف مواد مخدر بعد از عصر صفويه به عصر قاجار مي رسد مصرف ترياك به صورت امروزي از زمان قاجاريه با حمايت استعمارگران شكل گرفته است و در واقع شكل سياسي مواد مخدر از اين زمان آغاز مي گردد . توصيه پزشكان در رواج شايعات مربوط به خواص بي شمار ترياك در زمينه هاي مختلف باعث رواج بيشتر مصرف و آغاز كشت وسيع خشخاش در نواحي مختلف كشور گرديد .
بررسي عوامل خطر اعتياد :
اعتياد در لغت به معناي خود را به عادتي نكوهيده وقف كردن است و به عبارتي وابستگي به مواد شامل همه تركيباتي كه باعث تغيير كاركرد مغز به صورت هيجان افسردگي ، رفتار نابهنجار و عصبانيت يا اختلال در قضاوت و شعور مي شود .اعتياد يك حالت رواني و گاهي جسمي ناشي از تأثير دارو بر روي يك موجود زنده است و با يك كشش مفرط براي مصرف دايمي با دوره هاي آن داروي مخصوص همراه است در چنيني حالتي فرد دچار يك وابستگي شديد مي گردد طوري كه براي يافتن آن مواد به هر نوع اقدام و تلاشي دست مي زند و در اين راه از ارتكاب جرم هم ابا ندارد . اعتياد يكي مهمترين معضلات قرن بيستم و يكم بوده بلايي است كه پيروجوان ، فقير و غني ، با سواد و بي سواد نمي شناسد و همه را به دام خود مي كشاند . افراد معتاد منبع عظيمي از آلودگي هاي گوناگون و عوارض ديگري كه در نتيجه مصرف مواد مخدر بوجود مي آيد هزينه هاي سرسام آوري بر فرد و جامعه تحميل مي كند .رونق بازار سوداگران و سودجويان ، وجود رژيم هاي ديكتاتوري ، علل سياسي ، شرايط ويژه اقتصادي ، پيامدهاي نامطولب قانون اجتماعي و شغلي تأثير مخرب مواد مخدر بر جسم و روح زياد شدن تعداد مصرف كنندگان مواد مخدر و عواملي از اين دست ياعث گرديده كه هر روز به طريق مختلف قربانيان بيشتري در دام مخوف اعتياد گرفتار گردند . استفاده از سيگارهاي ماري جوانا آب نباتهاي حشيشي و نظاير آن در بين جوانان آغاز داستان غم انگيز اعتياد است . طي اندك زماني مي توان يك فرد عادي را به هروئين معتاد كرد . هيچ نوجواني و جواني براي شروع اعتياد پولي نمي پردازد نشست و برخاست هرچند كوتاه و تنفنن با افراد و بازارياباني كه خود معتادند كافي است كه جواني به سرعت معتاد شود و سرانجام براي بدست آوردن پول لازم جهت تهيه خريد مواد مخدر به سرقت ، خريد و فروش و يافتن مشتريان جديد و انحرافات رفتاري ديگر مجبور گردد .نوجواني دوره انتقال از دوره كودكي به بزرگسالي و كسب هويت يابي فردي و اجتماعي است در اين دوره ميل به استقلال ، لذت جويي و مخالفت با والدين به اوج مي رسد و نوجوان براي اثبات بلوغ و فرديت خود ارزش هاي خانواده را زيرسوال مي برد و سعي بر ايجاد تحميل ارزشهاي جديد خود دارد مجموعه اين عوامل بر حس كنجكاوي در اين دوره و نياز به تحرك ، تنوع ، هيجان فرد را مستعد مصرف مواد مخدر مي نمايد نوجواني كه با ارزش ها يا ساختارهاي اجتماعي مانند خانواده ، مدرسه ، مذهب پيوندي ندارد از عهده انطباق كنترل يا ابراز احساسات دردناك خشم و اضطراب بر نمي آيد بيشتر پيش بيني كننده احتمال اعتياد هستند .
هــويـت :
هويت عبارت است از افتراق و تميزي كه فرد بين خود و ديگران مي گذارد . و هم شامل طرز فكر و عقايدي مي شود كه معرف فرد است و هم نحوه ارتباط فرد با ديگران را مي رساند . بر اساس نظريه اريكسون اگر هويت شخص نوجواني در طي زمان و بر اساس تجربيات حاصل از برخورد صحيح اجتماع و خانواده به تدريج ايجاد شود و نوجوان بتواند خود را بسازد و از ديگران جدا سازد تعادل رواني وي تضمين مي شود ولي اگر سرخوردگي ، عدم اعتماد جايگزين اعتماد گردد . و بجاي تماس با مردم نوجوان گوشه گير منزوي شود و به جاي تحرك به ركود گرايد و به جاي خودآگاهي و تشكيل هويت مثبت دچار ابهام در نقش خود شود هماهنگي و تعادل رواني نوجواني به هم مي خورد . موضوع بحران هويت هم از نظر فردي و هم از لحاظ اجتماعي قابل بررسي است . در جنبع اجتماعي يكي از پيامدهاي آن بزهكاري اجتماعي است و انواع آسيب هاي اجتماعي را مي توان نام برد .يكي از مشخصات فرد معتاد اين است كه نمي تواند بين دنياي دروني خويش و ساخت اجتماعي تطابق ايجاد كند و مي توان گفت در بحران هويت چون علاقمندي من از بين مي رود و مي تواند زمينه اي براي اعتياد باشد در بحران هويت نوجوان شديداً دچار اضطراب و ناراحتي ذهني است به طوري كه نمي تواند جنبه هاي مختلف خويش را در يك خويش قابل قبول و هماهنك سازمان دهد و به هنگام بحران هويت نوجوان دچار عواملي چون اهداف بلند مدت ، انتخاب شغل ، الگوهاي رفاقت مي گردد .
مهمترين عوامل خطر بحران هويت و انسان در توانمندي من :
1ـ پاداش منفي : اگر پاداش منفي باشد ممكن است فرد با مصرف اولين بار حالش به هم بخورد . و ديگر به فكر مصرف مجدد نباشد و هيچ وقت به دنبال آن ماده مخدر نرود ولي متأسفانه درصد اينگونه افراد با اين خصوصيات خيلي كم است .
2ـ كنجكاوي : عده اي در مجالس دوستانه و يا مجالس ميهماني مواد مخدر مصرف مي كنند غافل از اينكه اين كار آنها حس كنجكاوي ديگران را تحريك مي كند و تصميم به تجربه مي گيرند متأسفانه پاداش اولين مصرف در اغلب مردم مثبت است و همين كنجكاوي كم كم آنها را به مصرف مواد مخدر معتاد مي كند .
3ـ طمع : چون پس از مصرف دارو احساس لذت و شعف و حالتهاي شادي بخش به فرد دست مي دهد كه در موقع عادي برايش پيش نمي شايد بنابراين وي سعي مي كند هر طور كه شده روز ديگير نيز براي كسب چنين حالتي خود را به مواد مخدر برساند و پس از چندبار مصرف كردن شخص معتاد مي شود .
4ـ مسائل و مشكلات رواني و فردي : برخي افراد فكر مي كنند كه با مصرف مواد مخدر گرفتاري هاي فردي آنها به دست فراموشي سپرده مي شود زيرا دارو اثر تخريبي دارد و تا مدتي آنها را نسبت به مسائل و مشكلات بي تفاوت مي كند و همين فرار از مشكلات فردي عامل عمده اي براي كشش افراد مختلف به مصرف مخدر است .
عوامل خانوادگي :
1ـ زمينه هاي خانوادگي : متأسفانه اغلب افرادي كه در خانواده هاي معتاد متولد و پرورش مي يابند مصرف مواد مخدر توسط اعضاي خانواده برايشان عادي است و ترس از تجربه مصرف از آنها دور مي شود . ذكر اين نكته ضروري است كه بين اعتياد پدر و مادر و فرزند از نظر ژنتيك رابطه مستقيم وجود ندارد بلكه عمل مصرف پدر براي فرزند عادي مي شود ولي اگر مادري در دوران بارداري معتاد باشد فرزندش معتاد مي شود كه البته قابل علاج است ولي آنچه كه قابل اهميت است عادي شدن مصرف دارو و مخدر محيط خانواده است البته نبايد فراموش كرد كه گاه مصرف والدين در فرزندان تأثير منفي مي گذارد و ممكن است آنها را براي هميشه از مواد مخدر بيزار و گريزان كند ولي تحقيقات نشان داده داده است كه فرزندان والدين معتاد بيشتر از افرادي كه والدين معتاد نداشته باشند به مواد مخدر روي آورده اند .
2ـ فقر مادي خانواده : با كمال تأسف5 بيشتر معتادين جوامع را افراد فقير تشكيل مي دهند مثلاً افرادي كه در محله هاي شلوغ و پرجمعيت شهرهاي صنعتي و تجاري زندگي مي كنند بيشتر از ساير افراد در خطر اعتياد قرار دارند البته نمي توان گفت بين فقر و اعتياد رابطه مستقيم وجود دارد چون در هر جامعه عهده زيادي از مردم فقر معتاد نيستند اما يكي از عللي كه افراد مختلف را به اعتياد مي كشاند محروميت هاي ناشي از فقر را مصرف مواد مخدر مي دانند از طرف ديگر توليدكنندگان مواد مخدر سعي مي كنند تا عوامل توزيع را از اين گونه افراغد انتخاب مي كنند چون اولاً متخصص و حرفه اي ندارند و در نتيجه بازار كارشان بي رونق است و ثانياً كاري است بدون زحمت با درآمد نسبتاً خوب و در عين حال به تخصص هم نيازي ندارد .بنابراين سوداگران مرگ سعي مي كنند بعد از معتاد شدنشان از آنها براي فروش مواد مخدر استفاده نمايند . ذفقر فرهنگي كه خود از فقر خانوادگي ناشي مي شود علت ديگر براي كشش افراد در اين دايره است . چون خوشبختانه بين ميزان آگاهي و شناخت يا حدود تحصيلات و اعتياد مردم رابطه معكوس وجود دارد و هنوز هم درصد افراد تحصيل كرده معتاد به قدري پايين است كه از لحاظ آماري چشمگير نمي باشد ميزان آموزش در مورد ديگر انحرافات اجتماعي نيز همين نتيجه را دارد .
3ـ درگيري والدين : روابط نامطلوب والدين با يكديگر موجب گرايش نوجوان يا جوان به مواد مخدر مي شود و اين در حالي است كه والدين در درگيري خويش فرزندان را فراموش مي نمايند و آنها به دنبال محيطي امن براي زندگي بر مي آيند و غالباً دچار سوداگران مرگ مي گردند كه در ظاهر مهربان جلوه گر شده و آنها را به دام مي كشند وقتي محيط خانواده كانون و محيط مناسبي براي زندگي نباشد انسان سعي مي كند بيشتر اوقات خود را در خارج از محيط خانواده بگذراند واين كار ارتباط او با دلالاني كه چون شكارچيان ماهري به دنبال شكار مي گردند زياد مي كند و آنها پس از شناخت مشكل مشخص در نقش انساني دسلوز و متوجه به مشكلات ديگران ظاهر مي شوند و براي فرار از اين واقعيت تلخ او را به مصرف مواد مخدر دعوت مي كنند و پس از چندين بار مصرف معتادش مي كنند و پس از معتاد كردن شخص ديگر از آنها به عنوان دوست دلسوز خبري نمي شود و هر قدر درگيري خانوادگي بيشتر باشد احتمال كشش به طرف اعتياد و ديگر انحرافات اجتماعي در فرزندان بيشتر است .
4ـ رفاه اقتصادي : تعداد چشمگيري از مشتريان مواد مخدر را افراد گروه ثروتمند و پردرآمد جامعه تشكيل مي دهند زيرا در خانواده هايي كه در رفاه اقتصادي زياد هستند روابط انسان بر اثر كثرت كار والدين ضعيف تر مي شود . ضعف روابط انساني در خانواده عامل مساعدي براي كشش به مواد مخدر است يافته هاي تحقيق نشان مي دهد 44 درصد بزهكاران جامعه ما در خانواده هاي بي بند و بار زندگي مي كرده اند بي بند و باري و لاابالي بودن والدين و بي اعتنايي آنها به سرنوشت فرزندان عواقبي بس وخيم براي آنان به دنيال خواهد داشت واين كه چه عواملي باعث بي بندوباري خانواده هاست خود به بررسي جداگانه اي نياز دارد اعتياد والدين به مواد مخدر و يا الكل و همچنين آلودگي هاي ديگر مانند خمار ، ميهماني ها و خوشگذراني ها مشغله كاري زياد و چند پيشگي آنان از عوامل و علل بارز خطرناك بي بندوباري در خانواده ها به شمار مي رود البته توجه به مسائل فرزندان و كنترل وضعيت آنها تنها شامل درسي ، مشق و تغذيه نيست بلكه عدم توجه به دوستان ، وضعيت آننان در خارج از خانه ، غيبت از منزل ، كنترل و مسائل شخصي ، بي توجهي به خواسته هاي آنان تبيه بيش از حد متعارف ، سرزنش ، پول توجيبي و … هريك مي تواند بندي از رابطه آنان با خانواده را بگسلاند و نيروي گريزانه از محيط منزل و پناه به شرايط نامناسب و محيط هاي آلوده و دوستان ناباب را در آنها بوجود آورد بنا به آمار ارائه شده از سوي دفاتر سازمان تبليغات اسلامي افرادي كه از خانه فرار مي كنند اغلب بين 14 تا 25 سال سن دارند و 80 درصد آنان به دليل ناسازگاري با والدين ترجيح مي دهند خانه را ترك كنند سخت گيري هاي والدين ، تبعيض بين فرزندان در خانه ، فقر ، بيكاري ، تمايل به برقراري جنسي مخالف ، سختگيري در ازدواج ، بدرفتاري همسر در افراد متأهل اصلي ترين انگيزه هاي فرار افراد محسوب مي شود بنابر آمار ، 10 تا 15 درصد افراد به دليل فقر اقتصادي تصميم به ترك خانه مي گيرند ولي علت اصلي فرار افراد ناشي از فقر فرهنگي است به طوري كه افراد تحصيل كرده كمترين ميزان فرار افراد را دارند و بقيه از افراد كم سواد و يا بي سواد هستند .
عوامل اجتماعي :
اعتياد نوعي بيماري اجتماعي است و تحقيقات نشان داده كه بين وضعيت نامساعد اجتماعي و مصرف مواد مخدر رابطه اي مستقيم وجود دارد وقتي افراد نتوانسته باشند با شرايط موجود كنار بيايند و همه چيز را عليه خود ببينند موقتاً بر عالم بي خبري رفته و به دامن مواد مخدر پناه مي برند .
عوامل سياسي :
استكبار جهاني با توسل به ترفندها و توطئه هاي مختلف درصدد اخلال در روند پيشرفت كشورهاي در حال توسعه بوده و با اشاعه مواد مخدر به تخريب رود ، فكر و قدرت انديشه جوانان و نيروهاي مؤثر آن كشورها همت مي گمارند و باعث انحراف افكار جوانان گرديده آسيب هاي زيادي را وارد مي كنند .
علائم تشخيص اعتياد :
با توجه به اثرات سوء مواد مخدر و در معرض خطر بودن جوانان به عللي كه در زير به آنها اشاره خواهد شد اين سوال در اذهان بوجود مي آيد كه خانواده ها چگونه مي توانند سوء مصرف مواد مخدر يا وابستگي و اعتياد را در فرزندان خود تشخيص دهند ؟ زيرا اعتقاد متخصصين بر اين است كه هر قدر سريعتر به وجود اعتياد پي برده شود سريعتر مي توان به درمان آن اقدام نمود .
1ـ يبوست
2ـ تيره شدن پوست لبها
3ـ حالت خواب آلودگي و افسردگي و عدم تحرك
4ـ درخواست مكرر پول از افراد به بهانه هاي مختلف
5ـ بي توجهي به وضعيت و بهداشت و سلامتي
6ـ چرت زدن دائمي
7ـ پرگويي و دروغ گويي
8ـ كاهش ميل جنسي
9ـ افت عملكرد شغلي و اجتماعي
10ـ تمايل به كناره گيري از بستگان و معاشرت با دوستان مشكوك
11ـ تغيير حالت غيرطبيعي مردمك چشم
12ـ استفاده از داروهای خواب آور
همچنين ترياك و شيره باعث از دست دادن اشتها ،خشكي دهان ، بي حسي ، عدم تعادل در صحبت كردن ، بي قراري ، حالت تهوع ، خارش پوست بدن ، زياد شدن ادرار ، كاهش فشار خون ، احساس گرفتگي ، ناراحتي هاي ريوي ، ضايعات مغزي و اختلال در كار كبد مي شود . هروئين نيز به عنوان خطرناكترين ماده اعتياد آور باعث اختلالات قلبي ، عروقي شده و به شدت شخصيت فرد را دستخوش تغيير مي كند و فعاليتهاي حياتي را با وقفه مواجه مي سازد و در عين حال موجب وابستگي شديد مي گردد .حشيش نيز موجب تحريك حس بينائي و شنوايي ، قرمزي چشمها و خواب آلودگي مي شود و اختلالاتي چون افزايش ضربان قلب ،خشكي دهان ، اختلالات عصبي و مغزي ، مختل شدن حافظه و تمركز افكار و بي توجهي به اهداف و تند مزاجي و تحريك پذيري پرحرفي و خنده هاي بي دليل است .
مراحل اعتياد :
اعتياد به هر شكلي كه باشد معمولاً به طي يك دوره سه مرحله اي است اين مراحل عبارتند از : 1ـ مرحله آشنايي ( لذا عاطفي ) : در اين مرحله شخص در اثر مجالست يا تشويق ديگران ، يا ميل به انجام يك كار تفريحي يا كنجكاوي يا عللي ديگر مانند كسب لذت با مصرف مواد مخدر آشنا مي شود .
2ـ مرحله ميل به افزايش مواد ( تحمل عاطفي ) : مصرف كننده به زوري نسبت به مواد مخدر كشش روزافزون پيدا مي كند ميزان مصرف اوليه ديگر حالت نشئه بوجود مي آورد و زماني بعد همان مقدار اثر مطلوب را ندارد كه در اين مقطع شخص گامهاي بيشتر به سوي اعتياد را سريعتر بر مي دارد .
3ـ مرحله اعتياد ( محروميت عاطفي ) : در اين مرحله بعد از شك و ترديد و شايد مدتي ترك اعتياد شخص سرانجام به مرحله اعتياد واقعي مي رسد كه اگر مواد مخدر كم يا بدون رعايت تركيبات لازم ناگهان قطع شود نشانه هاي محروميت بروز مي كند .
انواع اعتياد :
اعتياد را مي توان به دو گروه تقسيم كرد :
1ـ اعتياد مجاز : به وابستگي و تداوم در مصرف موادي كه به عنوان دارو شناخته شده و به طور طبيعي يا مصنوعي به دست مي آيد ، اعتياد مجاز مي گويند و معمولاً شامل بسياري از مواددارويي به ويژه آرام بخش ها و خواب آوره8ا مي شود . اين مواد با تجويز پزشك و يا اغلب خودسرانه مصرف مي شود اعتياد مجاز نيز به دو دسته تقسيم مي شود :الف ـ اعتياد به مواد مخدر طبيعي و مصنوعي كه به عنوان دارو شناخته مي شوند .ب ـ اعتياد به موادي مانند تنباكو ، سيگار و نظاير آن كه تنها از ديدگاه رواني عادت آور است و تداوم مصرف را ايجاب مي كند.
2ـ اعتياد غير مجاز : به وابستگي فرد به مصرف هميشگي مواد مخدر و بهره گيري از عواملي كه بنا به قوانين كشوري يا بين المللي ( شرعي و مدني ) غيرمجاز شناخته مي شود ، اعتياد غيرمجاز مي گويند .
انواع مخدر و اثرات آن :
1ـ ترياك : قديمي ترين مواد مخدري است كه در اغلب جوامع به ويژه كشورهاي آسيايي و آفريقايي بوسيله افراد مسن مصرف مي شود .
2ـ مرفين : از ترياك گرفته مي شود و به صورت مايع و پودر است .
3ـ هروئين : كه اثرش صدبار بيشتراز مرفين است .
4ـ كوكائين : اغلب در بيهوشي موضعي مصرف پزشكي دارد و اثرات جسمي آن كم است ولي اثرات رواني آن از هروئين بيشتر است .
5ـ ال . اس . دي : اعتياد جسماني ندارد ولي اعتياد رواني مي آورد و در آمريكا بيشتر از ساير كشورها مصرف مي شود .
6ـ آمفيامين ها : بوسيله پزشكان براي بيماران تجويز مي گردد و چون سيستم مركزي عصبي را تحريك مي كندبيشتر بوسيله رانندگان ، كارگران شب كار ، دانشجويان مصرف مي شود بدن در برابر مصرف آنهامقاوم مي شودناگريزندكه بيشتر مصرف كنند .
7ـ ماري جوانا وحشيش : هر دو از گياه خودرو شاهدانه گرفته مي شود و اعتياد جسماني ندارد ولي اعتياد رواني دارد اثرات مغزي ناگواري دارند وقتي تأثير دارويي تمام شد به معتاد حالت بدي دست مي دهد و امكان ارتكاب جرم زياد مي شود .
8ـ واليوم : بر مقدار زياد به مدت طولاني مصرف مي شوند اعتياد آور است و متأسفانه امروزه در جوامع صنعتي به صورت حلال مشكلات درآمده اند .
راههاي پيشگيري از اعتياد :
پيشگيري از اعتياد به مواد مخدر مستلزم همكاري سازمانهاي مختلف اجتماعي است حمل و نقل مواد مخدر بايد كنترل شود و خطرات و نتايج اعتياد بايد به افراد آموخته شود و همچنين بايد نظر عمومي در مورد اينكه اعتياد را گناه مي شمرند تغيير كند ، افراد معتاد خودشان را مخفي نكنند و نتوانند آزادانه خود را در اختيار پزشك قرار دهند .از طرفي نظر اجتماع درباره اعتياد به عنوان يك علامت بيماري رواني و نه يك انحطاط اخلاقي براي درمان بسيار مؤثر واقع مي گردد و برعكس حس هاي طويل المدت و مسموميت از حقوق اجتماعي راه مفيدي براي جلوگيري از اعتياد محسوب نمي شود و فرد معتاد را در پيروي از تمايلات خود مصرتر مي كند .
مراحل پيشگيري و تعريف آن :
پيشگيري در فرهنگ لغات به معناي جلوگيري از وقوع چيزي يا كاري است و دراصطلاح هر رشته اي از علوم با موضوع آن تركيب مي شود چنانچه در حقوق جزا پيشگيري از وقوع جرم ، در پزشكي پيشگيري از بيماري و در اين تحقيق پيشگيري از استفاده نابجاي مواد مخدر است .
پيشگيري سه مرحله دارد :
1ـ پيشگيري اوليه : در اين مرحله كه تأكيد بيشتري روي آن مي شود سعي بر اين است كه بازدارنده ها اعم از ارشادات فرهنگي ، مذهبي ، اقدامات بهداشتي و اجرايي آنچنان صورت گيرند كه مانع وقوع مرحله آشنايي انسان با مواد مخدر شود .
2ـ پيشگيري ثانويه : اين مرحله نيزبسيارمهم است وبايدباشناخت نخستين مورد سوءمصرف بلافاصله اقدامات ارشادي واجرايي آغازميشود به طوري كه از وقوع سوءمصرف مكرروتحقيق مرحله استفاده نابجاي ماده زيادآوراعتيادزاجلوگيري به عمل آورد .
3ـ پيشگيري ثالث : اين مرحله كه پس از معتاد شدن فرد مصداق پيدا مي كند . در ورحله اول جلوي بعضي از آثار اعتياد مانند زياده طلبي ( تحمل ) را مي گيرد واگر به طور جدي و صحيح اجرا شود به تدريج مي تواند آثارمحروميت را كاهش دهد و حتي در صورت استمرار منجر به ترك اعتياد گردد .
درمان اعتياد :
با ممانعت از اسعتمال ، شماتت ، توبيخ و مجازات ، درمان معتادان امكان پذير نيست . متخصصيني معتقدند كه محروم معتاد از ماده اي كه به آن اعتياد دارد غيرانساني و خطرناك و حتي گاهي منجر به مرگ مي شود . معتاد بيمار است ، بايد بستري شود و از لحاظ جسمي و رواني تحت مداوا قرار گيرد تا وابستگي جسمي و رواني او به مواد مخدر از بين برود و در ضمن درمان و پس از بهبودي نسبي ، با اشتغال به كار ، ورزش و رعايت نظم و انظباط به تدريج از لحاظ اخلاقي عاطفي و رفتاري متعادل شده و به راحتي بتواند خود را با اجتماع كه در آن زندگي مي كند تطيبق دهد و با قبول مسئوليت به كار و تأمين مايحتاج اوليه خود قادر شود و براي اين منظور تغيير محيطي كه موجب اعتياد او شده ضروري است . معتادان بايد تحت مراقبت ، حمايت و هدايت اعضاي خانواده ، مددكاران اجتماعي و اعضاي مبارزه كننده با اعتياد قرار گيرند . فراهم كردن محيطي آرام و رفع هوايج اوليه معتاد در پيشگيري از اعتياد دوباره معتاد تأثير بسزايي دارد . هرگاه اعتياد پس از بهبودي نسبي با سركوبي ، سرزنش و بي قراري كسان خود مواجه شود تاب مقاومت با ناملايمات را نداشته و در اين موقع اعتياد مجدد غيرقابل اجتناب خواهد بود .روش درمان در كشورهاي مختلف با توجه به علوم پزشكي و امكانات و ماده اي كه فرد به آن معتاد است متفاوت مي باشد . اما در تمام موارد ، روان درماني از ضروريات مداواي يك معتاد محسوب مي شود . روان درماني بايد پس از ترك اعتياد و تا مدتي ادامه يابد تا از بهبودي كامل اطمينان حاصل شود . معتاد بايد در موقع بروز حالت اضطراب ، احساس ناراحتي هاي رواني و مواجه با مشكلات به روان پزشك معالج خود رجوع كند .
رفتار درماني :
امروزه رفتار درماني به عنوان يكي از رويكردهاي مهم درماني محسوب مي شود نخستين بار اسكينر و سولومن در سال 1953 اصطلاح رفتار درماني را به كار بردند .سيف رفتار درماني را چنين تعريف مي كند : رفتار درماني به مجموعه از روشها و فنوني گفته مي شود كه از يافته هاي روان شناسي آزمايشي ، به ويژه روان شناسي يادگيري ، استخراج شده اند هدف آنها كمك به دفع مشكلات سازگاري افراد در موفقيت هاي مختلف زندگي فردي و اجتماعي است . شيوه هاي مختلفي براي روان درماني افراد معتاد به مواد مخدر مورد استفاده قرار مي گيرند . از جمله اين روش هاي روان درماني مي توان از شرطي شدن بيزاري آور نام برد . شرطي شدن بيزاري آور براي كاهش ارزش تقويتي كه بلافاصله پس از استفاده از دارو به دست مي آيد مورد استفاده قرار مي گيرند . اين فرايند از طريق وابسته ساختن آن با پيامدهاي نامطلوب به محرك بيزار كننده توانايي فراخواني رفتار نامطلوب را از دست مي دهد . مثلاً در درمان اعتياد به مشروبات الكلي به شخص معتاد دارويي خورانده مي شود كه تهوع آور است پيش از اينكه اثر دارو ظاهر شود به او قدري مشروب داده مي شود يعني منظره ، بو مزه مشروب بلافاصله با حالت تهوع دنبال مي شود و اين همانندي مشروب الكلي با تهوع چندين بار تكرار مي شود تا اينكه بلافاصله با استشمام بو مشروب حالت تهوع به فرد دست مي دهد وبه اين صورت از مشروب الكلي متنفر مي شود .
شناخت درماني :
در نظريه هاي شناختي فرآيندهاي شناختي عامل اصلي نگهداري رفتار محسوب ميشود ، يكي از فرض هاي اساسي شناخت درمان اين است كه افراد بر حسب ادراكي كه از امور و رويدادها دارند به آنها واكنش نشان مي دهند . دوم اينكه اين شناخت هاي نادرست مي باشند كه منجر به اختلالات هيجاني در افراد مي شوند از اين رو هدف عمده شناخت درماني ايجاد تغيير و اصلاح در فرآيندهاي شناختي افراد مي باشند . بنابراين تغييرات مطلوب در رفتار مراجعان از راه تغييرات الگوهاي فكري ، باورها و نگرش ها به دست مي آيد شناخت درماني به فرد خاصي منصوب نمي باشد افرادي از جمله آلبرت اليس ، آرون بك در معرض و گسترش اين شيوه درماني سهم عمده اي دارند . اين درمانگران اعتقاد دارند گفتگوي دروني يا صحبتهاي شخصي مراجعان نقش عمده اي در انجام رفتارشان ايفا مي كند . در واقع رفتارها و هيجانات نتيجه فرآيندهاي شناختي محسوب مي شوند .
گروه درماني :
گروه درماني اصطلاحي است كلي كه براي نشان دادن آن دسته از فرآيندهاي رواني درماني بكار مي رود كه در آن گروهي از افراد به دور هم جمع ميشوند و يك رهبر درماني با آنان كار مي كند . فرض بر آن است كه تعامل بين افراد گروه جنبه درماني دارد .از آنجايي كه در گروه درماني عامل اصلي درمان ، خود گروه است يك سري تهولات و رويدادها از آنجايي كه در گروه درماني عامل اصلي درمان ، خود گروه است يك سري تهولات و رويدادها در جريان اين گروهها به وقوع مي پيوندد كه ميتوان آنها را به شرح زير گفت :
1ـ اجتماعي شدن : يادگرفتن از ديگران از راه پذيرش
2ـ پديده هاي آينه اي : بيمار جنبه هايي از خويش را كه در ديگر اعضاي گروه منعكس مي شود را مي بيند .
3ـ عموميت : معاني مبهم از راه جمع شدن وضوح بيشتري مي يابند .
4ـ شراكت : سرايت هيجاناتي مانند خشم و اندوه وقتي كه بيمار هيجاناتي را كه ديگر اعضاي گروه بيان مي كند او تجربه مي كند بطور كلي در درمان گروهي دو نوع گروه وجود دارد :
1ـ گروه بسته : اين نوع گروه براي يك مدت معين و با اعضاي ثابت تشكيل مي شوند تعداد مناسب اعضاي گروه 8 نفر است و براي افراد معتاد بهتر است از اين گروه استفاده شود .
2ـ گروه باز : اين نوع گروه معمولاً مدت معيني ندارد و اعضاي جديد آن وارد مي شود همچنان كه بعضي اعضاء خارج مي شود .
فهرست منابع :
 علائم تشخيص اعتياد ( سيد حميد آتش پور )
 راهنماي پيشگيري از اعتياد ( مريم رئوفي ، ماريا رضوي )
-مجله سراب شماره 55 و 53
-آسيب شناسي اجتماعي و جامعه شناسي ( دكتر محمد حسين فرجاد )
-روان شناسي رفتارهاي غيرعادي مرضي ( پروين بيرجندي )
-آسيب شناسي اجتماعي ( هدايت الله ستوده )
محقق : خانم مهندس ناهيد رضوي : كارشناس مهندسي زراعت و اصلاح نباتات
info@maximumtechnic.com
 

تاريخ : 16 تير 1384 | تعداد دفعات نمايش داده شده : 3885

Design and Hosted by ITACO Group Design and Hosted by ITACO Group